شعرآئيني در مجمع شاعران اهل بيت(ع) سامان مي گيرد


هفته گذشته مجمع شاعران اهل بيت با حضور پيشكسوتان شعرآئيني، شاعران جوان، استادان و صاحب نظران آغاز به كار كرد. به اين بهانه با حجت الاسلام والمسلمين محمدجواد زماني دبير مجمع شاعران اهل بيت گفت وگويي ترتيب داديم تا ضمن معرفي اين مجمع به مخاطبان، با اهداف و رويكردهاي آن نيز آشنا شويم.
¤ چطور شد تصميم گرفتيد چنين مجمعي تشكيل بدهيد و شاعران آئيني را دور هم جمع كنيد؟
- به هر حال اين تحولاتي كه در شعر آئيني در سال هاي اخير اتفاق افتاد و نقش فراوان شعر و ادب آئيني بر جامعه ما طي سالهاي متمادي و فرهنگ آفريني هايي كه در اين عرصه وجود داشت و كشش و جاذبه اي كه نسل امروز را با هنر و ادب آئيني در خدمت قرآن و عترت قرار مي دهد ما را بر آن داشت برويم به سمت تحول در شعر آئيني تا بتوانيم هنر آئيني را رشد بيشتري بدهيم. بعد از ديدار سال گذشته رهبر معظم انقلاب با شعرا تكليف ما نسبت به شعر آئيني صد چندان شده با افقي كه ايشان ترسيم كردند براي شعر آئيني و تشويقي كه داشتند نسبت به شعراي آئيني تصميم گرفتيم اين حركت را شروع كنيم براي عرصه امور فرهنگي در عرصه شعر آئيني و پيگيري بسياري از پيشرفت هايي كه در اين عرصه بوجود آمده بود و جلوگيري از موازي كاري و ايجاد يك مركز براي هماهنگي ميان نهادها و مؤسسات و گروه هايي كه در حوزه شعر آئيني فعاليت مي كنند.
مسئوليت اصلي و كار محوري ما در مجمع سامان بخشي و انسجام شعرايي است كه با محوريت قرآن كريم و عترت و ارزش هاي انقلاب اسلامي فعاليت مي كنند. همچنين در پي بسترسازي براي تحقق منويات حضرت امام خميني(ره) و رهبر معظم انقلاب با بهره مندي از ظرفيت هاي شعر آئيني هستيم.
در كنار اين مسئوليت هاي اصلي موضوعات هدف غفلت واقع شده اي هم هست كه تلاش مي كنيم آنها را احيا كنيم. موضوعاتي همچون شعر قرآن و اهل بيت(ع)، ادعيه، شعر مناجاتي و شعر پند و موعظه كه پيشينه سترگي در آنها داريم. از قديم شعرا به شعر مناجات بها مي دادند. يك بخش از شعر آئيني از همين مناجات نامه هاست كه در وصف خداي متعال سروده مي شد. شعرا در ابتداي ديوانشان يك شعر مناجاتي مي سرودند و بعد از آن به سراغ شعرهاي ديگر مي رفتند. رهبر معظم انقلاب هم در ديدار با شاعران آئيني فرمودند: شعر آئيني فقط مدح و مرثيه نيست شعر مناجات هم شعر آئيني است. يا شعر پند و اندرز كه از قديم هم در محافل مذهبي مرسوم بود. مداح يك شعر با محوريت پند و اندرز مي خواند و بعد شروع مي كرد به مدح و مرثيه اي كه متناسب با مجلس بود. ما در مجمع شاعران اهل بيت(ع) بنا داريم اين ظرفيت ها را احيا كنيم.
¤ حوزه اي كه براي فعاليت هاي مجمع در نظر گرفته ايد آيا محدود به ادبيات فارسي و ايران است يا در كشورهاي مسلمان ديگري كه به شعر آئيني پرداخته شده است هم فعاليت خواهيد كرد؟
- گستره كاري ما داخل كشور است اما در ابعاد بين المللي هم كارهايي را آماده كرده ايم. با رشد مسئله بيداري اسلامي ضرورت دارد با شعراي جهان اسلام تعامل داشته باشيم. بخصوص در منطقه و در كشورهايي همچون مصر، سوريه، بحرين و لبنان. در اين كشورها شعرايي هستند كه در مدح اهل بيت(ع)، اشعار بسياري سروده اند و فعاليت مي كنند. با توجه به اينكه شعر در ميان كشورهاي عرب زبان جايگاه ويژه اي دارد و همچنين داراي تأثيرگذاري بسيار گسترده اي است بنا داريم با تعامل با اين شاعران و با همفكري آنها براي دنياي اسلام چاره انديشي كنيم. به ويژه بعد از جريان بيداري اسلامي بايد تعامل مان با جهان اسلام بيشتر باشد.
¤ چه فعاليت هايي را براي مجمع شاعران اهل بيت(ع) برنامه ريزي كرده ايد؟
- فعاليت هاي مجمع را در سه بخش دسته بندي كرده ايم: «آموزش»، «پژوهش» و «آفرينش»!
در بخش آموزش دو نوع آموزش را طراحي كرده ايم. آموزش حضوري را درنظر گرفتيم براي شاعراني كه در تهران زندگي مي كنند و امكان حضور در كلاس را دارند.
بخش ديگر ، آموزش هاي مجازي يا اينترنتي است براي كساني كه در شهرستان ها زندگي مي كنند و يا در تهران به دليل مشغله هاي زياد امكان حضور در كلاس را ندارند. از اين دو طريق، فرآيند آموزش شعر را پي خواهيم گرفت.
چاپ نشريه يا مجله را هم در برنامه هاي مجمع قرار داده ايم كه يك مجله با محوريت شعر آييني به مخاطبان و علاقه مندان عرضه كنيم.
همچنين درنظر داريم يك خبرگزاري ويژه ادبيات و شعر راه اندازي كنيم تا با انتشار اخبار ادبي و هنري مخاطبان بتوانند اوضاع شعر و ادبيات را رصد كنند. انتشار گفتگوها و مقالات تخصصي نيز از همين طريق صورت مي گيرد. اين خبرگزاري در مرحله اول با رويكرد شعر آييني وارد عمل مي شود و به مرور زمان فعاليت هاي خود را گسترده تر خواهد كرد .
بخش ديگر از فعاليت هاي مجمع شاعران اهل بيت پژوهش است كه تاكنون در اين موضوع گام هاي خوبي برداشته نشده است. اگر مدح و مرثيه را قاعده مند و مباني را تعريف كنيم و چشم انداز ترسيم نماييم؛ بسياري از مسائل حل مي شود و بسياري از معضلات شعر آييني از بين مي رود. به عنوان مثال يكي از معضلات شعر آييني غلو است اما متاسفانه يك كتاب پژوهشي جامع نداريم كه غلو را ترسيم كرده باشد. بايد در موضوعات اين چنين تحقيقات و پژوهش علمي و گسترده اي صورت گيرد كه براي شاعران و اهل فن قابل استناد باشد.
كارهاي آفرينشي همچون چاپ و نشر كتاب از فعاليت هاي ديگر مجمع شاعران اهل بيت(ع) است. در اين حوزه به چاپ و نشر مجموعه هاي موضوعي شعر آييني و چاپ و نشر آثار شاعران جوان توجه ويژه اي خواهد شد.
در بخش آفرينش، فعاليت هاي رسانه اي بويژه رسانه هاي ديداري مانند تهيه كليپ و نماهنگ با موضوع شعر آييني در دستور مجمع قرار دارد.
برپايي كتاب خانه تخصصي شعر اهل بيت(ع) هم مورد توجه است كه به آن پرداخته خواهد شد .
همچنين بانك اطلاعاتي تخصصي در عرصه شعر و شاعران آييني براي آشنايي و معرفي و خدمت رساني به آنها ايجاد مي شود. نمونه هايي از آثار شاعران آييني و اطلاعاتي از قبيل شهر محل سكونت يا تحصيلات آنها در اين بانك اطلاعاتي قرار خواهد گرفت.
¤ اين مجموعه در حوزه مطالبات صنفي نيز فعاليت خواهد كرد؟
به دنبال مسائل صنفي هم هستيم اما در اين زمينه نياز به همكاري نهادهاي فرهنگي و مراكز مسئول داريم. مثلا بحث بيمه شاعران است كه در اين زمينه مراكزي همچون سازمان تامين اجتماعي و سازمان تبليغات اسلامي بايد با ما همكاري كنند تا بتوانيم به نتيجه برسيم. كارهايي هست كه به صورت مستقل انجام نمي شود. از مجموعه هايي مثل وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي، سازمان تبليغات اسلامي حوزه هنري انتظار مساعدت داريم. البته رايزني هايي هم انجام شده اما اميدواريم در آينده به صورت گسترده تر شاهد همكاري نهادهاي مربوط باشيم.
¤ در جلسه افتتاحيه هم از شاعران پيشكسوت حضور داشته اند هم جوان ترها آيا براي همراهي اين دو گروه برنامه خاصي درنظر داريد؟
به قول صائب «همت پيران جوانان را به منزل مي برد» بدون حضور پيشكسوتان اين حركت راه به جايي نمي برد. افرادي همچون استاد سازگار بيش از 50 سال است در عرصه شعر آييني فعاليت مي كنند. آثار خوبي را بوجود آورده اند و ديدگاه هاي خوبي هم دارند. هم در عرصه آموزش و هم در عرصه پژوهش از استادان بهره خواهيم برد و تلاش مي كنيم زمينه هاي استفاده جوان ترها را از اين بزرگان آماده كنيم.
¤ جلسات رهبر معظم انقلاب با شاعران در نيمه ماه مبارك رمضان كه هر سال صورت مي گيرد و همچنين ديدار با شاعران آييني كه سال گذشته صورت گرفت آيا تاثيري در روند شعر خصوصا شعر آييني داشته و دارد؟
در واقع اهتمامي كه رهبر معظم انقلاب در رابطه با شاعران آييني داشتند و نزديك به سه ساعت وقت براي شاعران آييني گذاشتند و آنها را به حضور پذيرفتند، نشان از توجه ويژه ايشان به شعر آييني دارد. ايشان معتقدند شاعران آييني مي توانند در عرصه فرهنگ جامعه تاثيرگذار باشند و سطح ذوق و تعاملات مردم را بالا ببرند و پيش نياز اين تاثيرگذاري هم اين است كه شاعر آييني خود به سطح بالاي معنوي برسد.
رهبر معظم انقلاب تاكيد كردند كه لازمه ارتقاي معنوي اين است كه شاعران محيط اطراف خودشان را مراقبت كنند. اين محيط مانند هوايي است كه ما تنفس مي كنيم. بايد مراقب باشيم كه آلوده و مسموم نباشد. ايشان از حاجي محمدجان قدسي مشهدي نام بردند كه در عهد صفويه زندگي مي كرده است و تا زماني كه عنوان ملك الشعرايي حرم امام رضا(ع) را داشته شاعر خوبي بوده است اما بعد همين آدم به هند رفته است و در آنجا اسير شاعران درباري شده است و همين باعث تنزل و خسران وي مي شود .
¤ مرز ميان شاعر آييني و غيرآييني را چگونه ترسيم مي كنيد و شاعر آييني چطور از ديگر شاعران شناخته مي شود؟
شاعر آييني به شاعري اطلاق مي شود كه با دو بال محبت و معرفت در گستره قرآن و اهل بيت(ع) پرواز مي كند. شعر شاعر آييني هم شامل مداحي و مراثي مي شود و هم به مناجات و پند و ارز مي پردازد در عين حال به مسائل جاري جامعه اسلامي و جهان اسلام نيز توجه دارد!


کیهان 2 شهریور 1391


وقتي معاندين مقتل مي نويسند!

«روز حسين» نام نمايشنامه اي است كه درخواست مجوز چاپ آن توسط نشر چشمه از وزارت ارشاد گناه ديگري افزود بر كارنامه سياه اين انتشاراتي و باعث ابطال مجوزش شد.
سخن بر سر فعاليت هاي نشر چشمه بسيار است. در آينده به بررسي عملكرد اين انتشاراتي كه مأمني شده بود براي فعاليت هاي سكولارها و شبه روشنفكران، خواهيم پرداخت. اما آنچه در پي مي آيد نگاهي است به نمايشنامه «روز حسين» كه توسط يكي از عناصر معاند نوشته شده است. پيشاپيش از حضرات اهل بيت عليهم السلام و همچنين مخاطبان دلسوخته و عاشق آل الله به دليل آوردن نمونه توهين هاي اين نمايشنامه موهن عذرخواهي مي كنيم.
نمايشنامه «روزحسين» تلفيقي است از دور و نزديك تاريخ و از هجو و طنز و جد. موضوع علي الظاهر زندگي و قيام حضرت سيدالشهداء است و نگاهي هم به وقايع انقلاب اسلامي سالهاي 57 تاكنون دارد. در اين مختصر تلاش شده است صرفا آن بخش از نمايشنامه هدف بررسي قرار گيرد كه در آن ضمن اسائه ادب به ساحت اهل بيت(ع)، تاريخ تشيع نيز هدف تحريف قرار گرفته است. بررسي وجوه سياسي امروزين اين نمايشنامه بماند تا فرصتي ديگر ، تو خود حديث مفصل بخوان از اين مجمل!
دشمنان اسلام و مستكبران عالم دريافته اند كه تا وقتي تشيع اشك چشمانش را با خون به ناحق برزمين ريخته شده حسين بن علي عليه السلام آميخته است و چشم و دل بر اين چراغ هدايت و كشتي نجات سپرده است، فتحي براي آنان رقم نخواهد خورد. اين را بارها و بارها در پروتكل ها و مانيفست هايشان نوشته اند و متفكراني همچون فوكوياما گفته اند و تأكيد نموده اند پس كمرنگ كردن خون آل الله، بي اهميت جلوه دادن سلوك ائمه هدي و بي خاصيت نشان دادن قيام عاشورا راهي است براي سست كردن تفكر و آيين بزرگ شيعي تا آنجا كه به خيال خام خود بنيانش را بر باد دهند تا شيعه نيز چون برخي مذاهب و اديان ديگر تبديل به تفكري زميني و سترون شود.
يكي از تحركاتي كه بر اين مبنا در جامعه ما صورت گرفت انتشار برخي مقالات ساختارشكن و موهن بود. مقالاتي طي دوره ولنگار اصلاحات در جرايد زنجيره اي به چاپ مي رسيد كه در آن زمان هم هدف اعتراض شديد مردمي قرارگرفت. اين جريان اما بعد از اصلاحات نيز به كار خود ادامه داد و توسط كساني همچون سعيد حجاريان، عبدالكريم سروش ، محسن كديور و اكبرگنجي خصوصا درخارج از كشور پيگيري شد. اما به دليل اينكه اين افراد ديگر جايگاهي در بين مردم نداشتند و ماهيت شان آشكار شده بود و توسط جامعه طرد شده بودند، بايد چهره هاي جديدي معرفي مي شدند كه راه پليد آن ها را در تحريف و تخريب سيره و شخصيت اهل بيت(ع) و تاريخ اسلام پي گيرند.
نمايشنامه روز حسين ثمره و حركتي همسو با جريان هاي خارج نشين در ضديت و معاندت با اهل بيت(ع) است.
دراين نمايشنامه جنگ هايي كه توسط اميرالمؤمنين علي عليه السلام، امام حسن مجتبي عليه السلام و امام حسين عليه السلام صورت گرفته است با هدف كسب خلافت توصيف شده است. فاطمه كلابيه (حضرت ام البنين) درجايي مي گويد: روزگارش به جنگ مي گذرد و جنگ... من اين خليفگي نخواهم يا علي!
درجايي ديگر امام حسن مجتبي(ع) را اين گونه پند مي دهد:
«خلافت را چون تكه استخواني پيش پايشان بينداز و به مدينه بيا كه دلتنگم براي پسرانم.» دلايل به وجودآمدن جنگ ميان امام علي عليه السلام و معاويه توسط حضرت عباس عليه السلام و برادرانش نيز صرفا در فساد مالي معاويه خلاصه شده است و حتي نويسنده به آن رنگ و بوي سهم خواهي نيز داده است.
همزمان با آغاز محرم درسال 1378 مقاله اي از اكبرگنجي در روزنامه صبح امروز به صاحب امتيازي سعيد حجاريان چاپ شد با عنوان خون به خون شستن محال آمد محال! دراين يادداشت نويسنده دلايل رخ دادن واقعه كربلا را انتقام گيري جنگ هاي صدر اسلام عنوان مي كند و جالب اينكه اين خط دقيقا در نمايشنامه «روز حسين» پيگيري مي شود.
راوي مي گويد: «جنگ تمام شد و حالا مي تونين منتظر جنگ بعدي بشينين. بچه هايي به دنيا بيارين براي انتقام و اونها بچه هايي به دنيا بيارن براي خونخواهي و بچه هاي بچه هاي اونا بكشند بچه هاي بچه هايي كه پدرانشونو كشته بودن.»
وارونه نشان دادن اهداف مبارزاتي اهل بيت(ع) بزرگترين خيانتي است كه مي توان در حق آنها روا داشت.
در بخش ديگري نويسنده تلاش مي كند نه تنها واقعه عاشورا را بي ثمر و بي نتيجه ارزيابي كند بلكه آن را باعث انحراف جامعه شيعي و سوءاستفاده هاي مسلمانان مي خواند.
پيامبر اكرم صلوات الله عليه وعده داده است:« ان لقتل الحسين حراره في القلوب المؤمنين و لاتبرد ابدا» در شهادت حسين(ع) آتشي در قلوب مؤمنين است كه تا ابد سرد نمي شود.
اما گويا نويسنده «روز حسين» نظري غير از اين دارد و با ناديده گرفتن اين حديث و شعار بزرگ شيعه «كل يوم عاشورا و كل أرض كربلا» تلاش مي كند قيام عاشورا را نقطه پايان نشان دهد چنانكه تمام حركت ها و قيام هاي پس از آن را كه با نام امام حسين عليه السلام برپا شده است انحرافي مي خواند و وقاحت را تا آنجا پيش مي برد كه به تطهير شمر، خولي و سنان مي پردازد.
در نمايشنامه يادشده، ابن زياد خطاب به امام حسين عليه السلام مي گويد: «بدبخت شدي رفت قربونت! نه الآن كه تا هميشه ي اين دست خر، چي مي گن، تاريخ! از مظلوميتت پرچمي مي سازند و مي دهند دست يك مشت قلدر يالانچي كه به اسم تو همچين بزنن، ملت رب و ربشونو ياد كنن... خون آلوده به ويروس HIV خودشان را ثار مي خوانند تاآبروي ايثار را همه ببرند... همه سندلوم «خود حسين بيني» مي گيرن در اين ملك، مي خوابن و پا مي شن مي گن حسينيم و انگشت در جهان كرده يزيدي مي جويند! جنگ ما آخرين جنگ مردانه حق و باطله حسين جون! از فرداي عاشورا همه خودشونو كس و كارشون حسيني ان و بقيه جماعت يزيدي! از پس فرداي عاشورا، حسيني فقط با حسيني مي جنگه و از پس اون فرداي عاشورا حسين و يارانش ديگه به هيچ دردي نمي خورن جز واسه مصادره به مطلوب! آقا من متأسفم واسه شما و اهل بيتت ولي بلايي كه امتت فردا و پس فردا سرت مي آرن در مقابل پخ پخ ما، هيچي نيست... من و اين شمر بدبخت و حكيم طفيل و حادث و ابن سعد و خولي در مقابل امتي كه بعد ما مي آن هيچي نيستيم جز چارتا طفل معصوم كه فرداي قيامت روسفيديم به جدت!»
در اين سطور ايجاد انحراف در نتايج قيام حسيني چنان واضح و مبرهن است كه نيازي به توضيح آن وجود ندارد.نكته قابل توجه اين است كه اين نمايشنامه هم زمان با ايام فتنه نوشته شده است.
در جاي ديگر از زبان امام حسين عليه السلام گفته مي شود: «بايد امشب بيعت از ياران بردارم... يك خون كمتر ريخته شود به نفع مسلمين است!»
همين جمله كوتاه تمام قيام حضرت امام حسين(ع) را زير سؤال مي برد و گويا امام معصوم به زبان ديگر بي فايده بودن حركت خود را يادآوري مي كند حال آنكه ايشان در بين راه خصوصاً از مكه تا كوفه از بسياري افراد براي پيوستن به خود دعوت كرده است و اگر در شب عاشورا بيعت از ياران برداشت دليل آن ريخته شدن خون كمتر نبوده است.
در اين نمايشنامه به ندرت با كلمه شهيد و شهادت برخورد مي كنيم. درباره شهادت حضرت زهرا سلام الله عليها حضرت علي عليه السلام و امام حسن مجتبي عليه السلام و امام حسين عليه السلام نويسنده از به كاربردن واژه شهادت پرهيز مي كند. الا در پايان نمايش و وقتي مي خواهد خبر شهادت اصحاب امام حسين عليه السلام را بدهد صرفاً در آنجا از واژه شهادت استفاده مي كند و بلافاصله پس از آن با بيان تاريخ مرگ برخي از شخصيت هاي هم عصر ما سعي مي كند آنها را نيز به شهداي كربلا متصل كند. در اين جا از افرادي همچون: بزرگ علوي (از سران حزب توده) گروه 35 نفر اراني و سهراب شهيد ثالث، صادق چوبك (مبتذل نويس ملحد)، حميد مصدق (كه داراي تفكرات چپگرايانه بود)، نادر نادرپور (شاعر مبتذل سرا) احمد شاملو (نويسنده سكولار و وابسته به دربار پهلوي) فريدون فروغي (بهايي) و كاوه گلستان (فرزند جاسوس انگليسي ابراهيم گلستان) ياد مي كند و جالب اينكه براي كاوه گلستان از لفظ شهيد نيز استفاده مي شود. در واقع از نگاه محمد رحمانيان، افراد نامبرده شده كه هيچ نسبتي با دين و فرهنگ عاشورا ندارند، ادامه دهندگان راه حسين(عليه السلام) هستند!
نويسنده براي اينكه دست خود را براي تحريف تاريخ و توهين به اهل بيت(ع) باز بگذارد و توجيهي براي فحاشي هايش داشته باشد دست به دامن عالم خيال مي شود. ابن زياد در جايي مي گويد: عالم خيال از اون عالماس كه توش هر غلطي مجازه من مي شوم ابن زياد تو مي شي ]...[ اين دو تا خاله خان باجي مي شن ]...[ اين چارتا چلغوز مي شن ]...[ حالي مي كنيم تو اين عالم خيال.»
رحمانيان تصور مي كند با سوارشدن بر محمل خيال و از زبان شخصيتي چون ابن زياد جواز هرگونه توهين و فحاشي به اهل بيت(ع) صادر مي شود.
در اين نمايشنامه بدترين توهين ها به حضرت فاطمه كلابيه همسر فداكار اميرالمؤمنين و مادر بزرگوار حضرت قمربني هاشم عليه السلام روا داشته شده است و از ايشان شخصيتي منفي ترسيم شده است. اين بي حرمتي ها درمورد مادر بزرگوار حضرت ام البنين نيز صورت گرفته است. اين درحالي است كه تاريخ به شجاعت و دانايي حضرت ام البنين و عشيره اش شهادت داده است. وي از بي حرمتي به حضرت اباعبدالله نيز پروايي نداشته است. به دليل جلوگيري از تكرار اين بي حرمتي ها از بيان بسياري از نمونه ها معذوريم اما براي روشن شدن ذهن خوانندگان به يك مثال بسنده مي شود:
حسين: آه از شما دختران علي! پيري بر من شتاب كرده
زينب: (با اشاره به محاسن و موي برادر) پس اين سياهي ها...
جعفربن علي بن ابيطالب: (مخفيانه) خضاب كرده!
زينب/ ام كلثوم/ زنان: چه كرده؟!!
جعفر: حنا بسته! خضاب كرده خودم ديدم! در منزلگاه بطان
حسين: (گوشش را مي گيرد) باز تو دخالت بي جا كردي ته تغاري؟!
اين گفت وگو ميان فرزندان اميرالمؤمنين صورت گرفته است كه شخصيتي سطحي و نازل از آنها ترسيم مي كند.
داستان پردازي وقتي ريشه در تاريخ دارد بايد با واقعيت سازگار باشد و براساس مستندات تاريخي پي ريزي شود خصوصاً آنكه تاريخ به مهم ترين و با ارزش ترين شخصيت هاي يك ملت و بااهميت ترين رخدادهاي تاريخ يك جامعه در ارتباط باشد. نويسنده روز حسين با زيرپا گذاشتن اين بديهيات بنا دارد تصوير مخدوشي از تاريخ تشيع ارائه دهد.
جالب است بدانيد محمد رحمانيان در نامه اي كه براي يكي از روزنامه ها فرستاده است، آورده: «مشغول تحقيق و نگارش براي نوشتن نمايش نامه «صدام» هستم... در طول پژوهش هايم به دورنمايي دست يافته ام از خون ريزترين حاكم مستبد همه دوران ها، اما در طي نگارش نمايشنامه با خود عهد بسته ام كوچك ترين توهيني به اين شخصيت و همفكرانش روا ندارم.»
اما رحمانيان توضيح نمي دهد به قول خودش وقتي با خود عهد مي بندد كه درباره «پرسوناژي كه نيم ميليون نفر از مردان و زنان سرزمينش را به خاك و خون كشيده است بي هيچ پرخاش و توهيني و اسائه ادبي نمايشنامه بنويسد.» بر چه اساس و استدلالي حاضر شده نمايشنامه اي سراسر توهين و بي احترامي را درباره پاك ترين و زلال ترين افراد بشر بنويسد؟!
و در همين نامه بي شرمانه مدعي شده كه قصدش ستودن اهل بيت(ع) بوده است! و سوگند ياد كرده كه هرگز پس از اين نمايشنامه اي با موضوع مذهب ننويسد كه البته اين جاي شكر بسيار دارد.
رحمانيان در نامه خود آورده است:
اگر روز حسين و ديگر نمايشنامه هاي من، كسي يا كساني را آزرده، خاطري را مكدر كرده و دلي را پريشان، رنجشي را فراهم آورده و سوء تفاهمي را سبب شده بسيار متأسفم.
اما گويا فراموش كرده برخي خطاها را هميشه نمي توان با يك ابراز تأسف روزنامه اي پاك كرد برخي جرم ها حكمشان سنگين تر از ابراز تأسف است و به همين راحتي ها تبرئه شدني نيست.
جناب رحمانيان نمايشنامه «روز حسين» اگر به چاپ مي رسيد تاكنون نام و نشاني از شما باقي نمي ماند كه بخواهيد ابراز تاسف كنيد.
مردم، همان مردمي كه اهانت امثال شما را در روز عاشوراي سال فتنه تاب نياوردند و جوابشان را با مشت محكم 9دي بر دهانشان كوبيدند در صورت چاپ شدن اين نمايشنامه موهن قطعاً جواب سهمگيني به شما و نشر چشمه مي دادند تا ديگر هوس نكنيد
گند آب هاي روشنفكرانه تان را بر چهره خورشيد بپاشيد. برويد و دعا به جان وزارت ارشاد بكنيد كه جانتان را خريد.

کیهان  26 شهریور 1391

رپرتاژ آگهي سازمان تبليغات اسلامي براي خوانندگان و رقاصان


برخي از نهادهاي وابسته به انقلاب اسلامي گاهي اوقات عمدا يا سهوا پا را از دايره وظايف تعريف شده شان فراتر مي گذارند و به فعاليت هايي مي پردازند كه ثمره ديگري جز تخريب عملكردشان و گاه ضربه به چهره انقلاب در پي ندارد.
سازمان تبليغات اسلامي در اقدامي عجيب در يكي از روزنامه هاي خود ضميمه اي به صورت رپرتاژ آگهي در 4 صفحه را منتشر كرد كه به معرفي دو خواننده نوجوان اختصاص داشت. بهانه سازمان تبليغات براي معرفي اين دو خواننده كنسرت آنان با موضوع صلح بود. در اين ويژه نامه تبليغاتي تصاويري از اين دو نوجوان با پوشش و آرايش كاملا متفاوت و متضاد با فرهنگ ايراني، اسلامي درج شده بود.
با توجه به توضيحات به اين گزاره ها توجه كنيد: سازمان تبليغات اسلامي، خواننده و رقاص نوجوان، كنسرت موسيقي، صلح.
پرداختن به كداميك از اين عبارات جزء وظايف سازمان تبليغات اسلامي است. آيا معرفي دو نوجوان خواننده و رقاص با پوشش و ظاهري كاملا غربي و غيرموجه را مي توان از وظايف سازمان تبليغات اسلامي دانست؟!
آيا معرفي سازها و آوازها و كنسرت ها و دنسينگ هاي مستهجن را مي توان در چهارچوب اهداف سازمان تبليغات دانست؟! پرداختن به موضوع صلح آن هم با تمسك ابزار تبليغي غرب يعني موسيقي و رقص و نه تبليغ صلحي كه موردنظر قرآن و اهل بيت است، جزء آرمان هاي سازمان تبليغات قرار گرفته است.
برخي از مديران و متوليان خصوصا در حوزه فرهنگ در مقابل مظاهر تمدن غرب اعتماد به نفس خود را از دست داده اند و تراز اعمالشان را در قرابت به اين مظاهر به اصطلاح متمدنانه مي سنجند. در حالي كه غرب چنان از ضعف باطن دچار رنجوري است كه به تعبير رهبر معظم انقلاب عنقريب است استخوان هاي پوسيده اش از هم بپاشد. بنيان اين فروپاشي نيز ريشه در فرهنگ مبتذل غرب دارد. اما برخي اصرار دارند كه به اين استخوان هاي پوسيده حيات ببخشند. اين غرب خواهي و غرب گرايي و غرب زدگي اگر در ساحت شبه روشنفكران و دگرانديشان و بعضي از عوام الناس باشد خرده اي بر آن نيست اما وقتي سازمان تبليغات اسلامي كه چنان كه از نامش هم برمي آيد وظيفه اي جز تبليغ براي مكتب آرماني و جهان شمول اسلام ندارد در جهت عكس وظايف خود اقدام به ترويج فرهنگ غرب مي كند قابل اغماض نيست.
تاسف بارتر اين كه ضميمه روزنامه تهران تايمز همزمان با اجلاس جنبش عدم تعهد به چاپ رسيده است و در ميان مهمانان اين اجلاس نيز توزيع شده است. اين يعني كساني كه به ايران به چشم كشوري كه خلاف جريان متداول غرب حركت مي كند نگاه مي كنند اما تبليغ موسيقي و رقص و صلح با جديدترين متدهاي غربي در آن صورت مي گيرد.
مديران اين سازمان مسير را اشتباه پيموده اند چرا كه تبليغ مفاهيم ناب اسلامي و انقلابي با ترويج موسيقي مبتذل غرب ممكن نيست بدتر اين كه اين ترويج موسيقي نيز به سخيف ترين شكل ممكن صورت گرفته است. استفاده از تصاوير پر از اطوار اين دو نوجوان، با آرايش كاملا غربي و مخالف فرهنگ ايراني و اسلامي قطعا در جهت تبليغ اسلام نمي تواند باشد.

 

کیهان 20 شهریور 1391 
 

شعر آئيني

دو شاعر آئيني در گفت وگو با كيهان:
شاعر ديني بپروريم، شعر ديني مي شود 

سيدمحمد رضا و سيدجواد شرافت از سر و رويشان شعر و حيا مي بارد. هر دو لطافت شاعرانه اي دارند كه با حياي هيئتي بودنشان آنها را در ميان جمع شاعراني كه به جشنواره شعر و داستان سوره آمده اند متمايز مي كند.
با برادران شرافت به گفت وگو نشسته ايم. از احوال شاعرانگي شان تا آسيب شناسي شعر هيئت و بررسي اوضاع شعر آئيني. اكنون كه كمتر از 100 روز تا آغاز ايام محرم مانده است اميدواريم انتشار اين گفت وگو آغازي باشد براي پرداختن بيشتر به شعر آئيني. كيهان بدين طريق آمادگي خود را براي انتشار نظرات شاعران، كارشناسان و صاحب نظران اين حوزه اعلام مي دارد.
¤ گفتني هايتان براي شروع يك آشنايي چيست؟!
- سيد محمد جواد شرافت هستم متولد 1360، شوشتر. حدود 22 سالي هست كه ساكن قم هستم و غير از شعر هم هنر ديگري ندارم. البته اگر شعر هم هنر محسوب شود. چون مي گويند هنر و ادبيات يعني ادبيات ربطي به هنر ندارد.
¤ شعرهايتان بيشتر در چه زمينه اي است؟
- شاعر اگر شاعر و صادق باشد هر چه در درونش است بيرون مي ريزد. نمي شود شعر و شاعر را حيطه بندي كرد. شاعر بايد بتواند در فضاهاي مختلف شعر بگويد. اما دلمشغولي هاي من به عنوان شاعري كه در هيئت بزرگ شدم و در هيئت نفس كشيده ام و فضاي هيئت را دوست دارم، موضوعات ولايي و آئيني است. يا اينكه من فضاي جنگ را درك كردم و در خانواده اي بزرگ شدم كه دفاع را مقدس مي داند، پس طبعاً در كارهايم بدون اينكه بخواهم و اصراري داشته باشم چنين مضاميني بيشتر است. اگر يك شاعري زندگي اش با شعر گره خورده باشد مي توان زندگي را در شعرش ديد. بستگي به اولويت هاي دروني شاعر دارد. شاعري اولويتش اين است كه در وصف حضرت زهرا(سلام الله عليها) شعر بگويد و در جلسات مذهبي هم خوانده شود و در عين حال باعث تنزل سطح شعر آئيني هم نشود و شاعر ديگري دغدغه اش نفساني است. دغدغه من اهل بيت است «شاعر شدم كه عاشقي ام را بيان كنم»!
اگر آن دغدغه ها نباشد شايد من به ندرت چيزي بنويسم و اصلاً به خاطر اهل بيت است كه به عنوان شاعر مطرح شده ام.
¤ شما هم از دغدغه هايتان بگوييد؟
- سيد محمدرضا شرافت هستم متولد 1365 شوشتر و ساكن شهر مقدس قم. شاعر لحظه هايش را شعر مي نويسد. گاهي عاشقانه است گاهي طنز. گاهي اعتراض اما دليل اصلي كه باعث شد شعر را جدي بگيرم، شعر آئيني بود. و بيشتر هم در اين سبك و سياق كار مي كنم. من به هيئت مي رفتم و با آن در تماس بودم. اما هيئت باعث نشد كه بروم دنبال شعر. علائق من مذهبي و آئيني بود و به خاطر همين علائق هم به هيأت جذب شديم و هم به شعر آئيني.
¤ براي هيئت ها شعر سبكي هم مي گوييد؟
- سيد محمدرضا: بله. بيشتر در مناسبت هاي خاص مثل محرم و ايام فاطميه و ميلاد اهل بيت(ع) ولي بيشتر نوحه هايي كه مي نويسم در حال و هواي محرم است.
- سيد محمد جواد: من اصلاً با نوحه شروع كردم. اولين كارم نوحه اي بود كه در سال 1378 براي حضرت امام جواد عليه السلام نوشتم. در مدرسه علميه الهادي دوستي داشتم به نام سيد محمد باباميري كه شعر مي گفت و با شعر گره خورده بود و به بعضي از مداحان قم هم شعر مي داد. شعرم را به سيد نشان دادم و او هم كمك كرد تا با چند جلسه شعر آشنا شوم و كم كم با دوستان مداحي مثل رحيم ابراهيمي، سيدمهدي ميرداماد و حاج مهدي سلحشور كار كردم. جمعه ها هم مي رفتم انجمن شعر شاهد كه منزل آقاي مجاهدي برگزار مي شد. آقاي مجاهدي خيلي خوب با جوانها مي جوشيد. رفتار او به ما اعتماد به نفس مي داد. الان هم با جوان ها خوب گرم مي گيرد و اين باعث مي شود كه شاعران در فضاي شعر آئيني مي مانند.
عرضم اين بود كه با نوحه شروع كردم و الان هم نوحه يكي از دلمشغولي هاي من است. بعضي از شاعران به يك مرحله اي كه مي رسند ديگر نوحه كار نمي كنند. مثل بعضي از مداح ها كه با زيارت عاشورا شروع مي كنند اما كمي كه حرفه اي مي شوند زيارت عاشورا نمي خوانند و آن را واگذار مي كنند به بچه ها. در حالي كه به نظرم افتخار است كه يك مداح در بالاترين سطح زيارت عاشورا را ترك نكند و با اعتقاد هم بخواند. بعضي دوستان شاعر هم به جايي كه مي رسند و دو تا از شعرهايشان گل مي كند ديگر نوحه را دستگرمي مي دانند. اگر قرار باشد بين نوحه و شعر كلاسيك انتخاب كنم نوحه را ترجيح مي دهم. نوحه چيزهايي دارد كه شعر ندارد. يكي اين است كه اسم شاعر پشتش نيست و اسمي از شاعرش آورده نمي شود و ديگر اينكه شاعر وقتي نوحه مي گويد كم پيش مي آيد كه با شعرش گريه نكند و بعد اينها يك سردرد لذت بخشي براي شاعر بوجود مي آورد.
اين خيلي ارزشمندتر است تا اينكه شاعر يك شعري بگويد در يك كتاب چاپ شود و اصلا معلوم نيست خوانده شود يا نه! اما متأسفانه چون بزرگان ما نوحه سرايي را رها كردند كار افتاده است دست كساني كه شايد قدرت شاعري نداشته باشند و هر چه دم دستشان بيايد بگويند به همين خاطر علاوه بر آن دلايل ذوقي كه گفتم؛ از لحاظ وظيفه هم شاعر آييني بايد در اين فضا حضور جدي داشته باشد چون نوحه واقعا فراگيرتر است.
¤ من دوست شاعري داشتم كه مي گفت گاهي شعرهايم در مجالسي خوانده مي شود و من تأثير معنوي آنها را در زندگيم حس مي كنم، تجربه اي از اين حالت داشته ايد؟
- سيدمحمد جواد: بله! شب سوم محرم مريض شدم. شب حضرت رقيه سلام الله عليها خيلي سخت است كه هيأت نباشي. اما خيالم راحت بود. چون يك شعر دست سيدمهدي ميرداماد يا ديگران داشتم و مي دانستم در چند مجلس شعرم خوانده مي شود. حس مي كنم در هيأت هستم و يك خاصيتي دارم. حتي ممكن است يك شاعر در معرض گناه باشد اما شعرش در يك مجلسي خوانده شود و او نجات پيدا كند، اينها براي يك شاعر خيلي دلگرم كننده است.
- سيدرضا: البته نوحه خوب گفتن خيلي سخت است. تمرين مي خواهد خصوصا اينكه برخي مداح ها در سبكي شعر مي خواهند كه خيلي سخت است و اصطلاحا شعر خور نيست. من معمولا كارهايم را دهه اول محرم تعطيل مي كنم. نوحه گفتن اگر واقعا كار خوب بخواهيد بكنيد خيلي سخت است. اينكه هم سبك را حفظ كنيد هم روضه را صحيح نقل كنيد و شاعرانگي هم داشته باشد برعكس آن چه كه به نظر مي آيد، كار سختي است. سختي اينكه شاعر خطوط قرمز را رعايت كند، شعريت را نگه دارد و علاوه بر اينكه بايد دقت كند موسيقي هم خراب نشود. اگر سبك واحد است بايد يك روضه هم داشته باشد. اگر شور است بايد حماسه داشته باشد. همه اينها بايد رعايت شود و اين كار ساده اي نيست!
¤ چند سالي است كه در شعر آييني تحولي ايجاد شده است شاعران خصوصا جوانها توجه خوبي به آن نشان دادند به طوري كه حتي توانسته است در شعر امروز موج ايجاد كند اين تحولات شعر آييني را چطور ارزيابي مي كنيد؟
- سيد جواد: زماني شعرهايي را آييني مي دانستند كه اهل بيت(ع) را عاجز نشان مي داد و يا يك چهره اسطوره اي از آنها ترسيم مي كرد كه در زندگي مردم حضور نداشته باشد. تا كسي مي گفت مي خواهم شعر اهل بيت (ع) بخوانم مي گفتند مي خواهد چيزي بخواند كه يا غلو در آن است يا روضه بدون سند دارد يا زبانش زبان كهنه اي است، يا ضعف تأليف دارد. آقاي مجاهدي به عنوان اولين كسي كه تركيب شعر آييني را مطرح كرد تعريفي از آن ارائه داد. با اين مضمون كه: «هر شعري كه ما را به مضامين ديني و الهي نزديك كند، شعر آييني است.» با اين تعريف شعر توحيدي، شعر اخلاقي، شعر اهل بيت (ع) و شعر دفاع مقدس همگي شعر آييني به حساب مي آيند. شعر آييني ما با ادبيات فارسي گره خورده است. از زمان سنايي و قبل تر از آن تمام شاعران بزرگ شاعر آييني هستند. مگر شعر مولوي چيزي جز مضامين قرآني و معنوي است يا شعر سعدي غير از پنديات است كه بر پايه احاديث و روايات است. اما اين جريان در سالهاي اخير پر رنگ تر شده است. شعر ولايي را مي توان به دو شاخه تقسيم كرد: شعري كه در هيأت هاي مذهبي خوانده مي شود و شعري كه مناسب محافل ادبي و جشنواره هاست. در هر دو اين شاخه ها شعرهاي خوبي داشته ايم. اما وظيفه من شاعر كه هم در هيئت ها حضور دارم هم در محافل ادبي، اين است كه اين دو فضا را به هم نزديك كنم يعني بتوانم با زباني كه عام بفهمد و هم خاص بپسندد، شعر بگويم. زباني كه هم سالم باشد و هم پويا كه متأسفانه در شعر هيئتي ما نيست. از آن طرف هم زبان شعرم به گونه اي باشد كه مردم بتوانند با آن ارتباط برقرار كنند. چيزي كه در محافل ادبي ما ديده نمي شود. شاعري كه اين حلقه مفقوده را پيدا كند، مطمئنا مي تواند در شعر آييني تأثيرگذار باشد، شعري كه هم استادان شعر تاييد كنند و هم مردم بتوانند با آن ارتباط برقرار كنند ؛به ندرت پيدا مي شود.
در شعر هيئت، طي چند سال گذشته جوانان خوبي درخشيدند مثل هادي جانفدا، حسين رستمي، محسن عرب خالقي، و ديگران. افرادي مثل يوسف رحيمي، رضا جعفري يا علي اكبر لطيفيان هم پركار هستند و خوب كار مي كنند. در كنار اين بعضي كارها هم هست كه ناپسند است و مناسب شأن اهل بيت نيست.
-سيدرضا: طي اين چند سال نگاه تازه و نوآوري هايي شد. در شروع هم خيلي مورد پسند مردم و مداحان قرار گرفت خيلي هم خوب بود فقط يك ايراد داشت كه نوآوري به هر قيمتي صورت گيرد.
- سيد جواد: يك عمر مي توان سخن از زلف يار گفت. سيدالشهدا در تاريخ يك جور شهيد شده است اما هنر من شاعر اين است كه اين را به بيان هاي مختلف در شعرم بياورم و به اصل هم پاي بند باشم. گاهي خيال وارد مي شود كه اين خيال بعضا خوب است. شاعر پيكر سيدالشهدا را در خيال خود تشبيه مي كند به مصحف ورق ورق. آقاي علي انساني مي گويد: اي مصحف ورق ورق اي روح پيكرم. اما گاهي شاعر حرف تازه اي مي زند كه شأن اهل بيت را پايين مي آورد. بحثي را مطرح مي كنند كه اصلا وجود خارجي نداشته و مي خواهند به هر قيمتي كارشان را پيش ببرند. متاسفانه گاهي اوقات شاعران چنان جنايتي مي كنند كه...!
شعرهايي مي گويند كه من وقتي مي خواهم بازگو كنم يا در ذهنم مرور كنم شرمم مي شود. شاعراني كه ما از آنها انتظارات زيادي داريم اين اشعار را مي گويند و چاپ هم مي كنند و دوستان مداح هم مي خوانند و هيچ كس هم توجه نمي كند!
- سيدرضا: خيلي وحشتناك است آدم مي ماند چرا شاعر اينها را گفته چرا در كتاب چاپ شده چرا مداح مي خواند و شنوندگان- برخي- بي توجه هستند.
¤ اين طور شعرها را چرا شاعر مي نويسد و مداح مي خواند؟
- سيد رضا: برخي متاسفانه دنبال سند تاريخي نمي روند. شاعر يكي چيزي در هيئت مي شنود آن را در شعر مي آورد و باز مداح همان روضه ناصحيح را در هيئت مي خواند.
مسئله ديگر هم همان بحث نوآوري است كه اوايل هم شعرهاي خيلي زيبايي آفريده شد اما كم كم همين اشتياق به نوآوري باعث انحراف شد. مطلب ديگر اين است كه برخي شاعران مي خواهند به هر قيمتي اشك بگيرند كه اين امر، روضه را از مسير خودش منحرف مي كند. ما به خاطر اين كه به شأن و جايگاه اهل بيت(ع) بي احترامي شده گريه مي كنيم. اما باز برخي شاعران به شأن اهل بيت(ع) بي توجه هستند.
¤ از جلسات ديدار رهبر معظم انقلاب با شاعران بگوييد چطور است و چه حال و هوايي دارد؟
- سيد جواد: اين كه رهبر يك مملكت با همه مشغله ها و حتي در بدترين شرايط چندين ساعت با شاعران گفت وگو كند و وقت بگذارد خيلي پيام دارد. يعني رهبر جامعه هنر را مي فهمد، شعر را مي فهمد! اين خيلي دلگرم كننده است. من اگر بدترين نظر را نسبت به نظام داشته باشم نمي توانم اين كار را نپسندم و نپذيرم، اين براي مسئولين مي تواند الگو باشد. به هرحال مسئولين هم بايد نگاهشان به هنر جدي باشد. خيلي از شعرا با همين جلسات حضرت آقا در دايره شاعران انقلاب ماندند. بسياري از شاعران آرزويشان اين است كه در اين جلسات شركت كنند و آقا را از نزديك ببينند.
- سيدرضا: نكته جالب
بي تعارف بودن حضرت آقاست. اگر شعر خوبي خوانده نشود تعارف ندارند يك كلمه «طيب الله» مي گويند و مي گذرند. اما اگر شعر خوبي خوانده شود خيلي تشويق مي كنند چون شعرشناس هستند.
¤ انتظار داريد مسئولين براي شعر آئيني چه كاري انجام دهند؟
-سيد رضا: دولتي بودن يا اداري بودن فضا را بد مي كند. وقتي فضا دولتي مي شود، آماري مي شود و وقتي آماري مي شود روح ندارد. صرفا يك هزينه اي مي شود و يك جلسه اي برگزار مي شود و در اين جلسه ها هم شعرهاي تصنعي، ساختگي و خشك شنيده مي شود كه فقط براي جشنواره ها سروده شده. مشكل اصلي اين است كه بسياري از مسئولان فرهنگي فرهنگي نيستند. وقتي يك شعر مي شود مسئول كنگره، فضا را درك مي كند، شعر و شاعر را مي شناسد!
- سيد جواد: يا كاري نبايد انجام شود يا با فكر بلند انجام شود. ما اين فكر بلند را كم داريم. چند صد ميليون تومان اختصاص داده مي شود به برگزاري يك جشنواره و وقتي برگزار شد به جاي اين كه يك فرصت باشد يك تهديد است. مثل كنگره هايي كه به صورت موازي برگزار مي شود و نتيجه اي هم ندارد جز اتلاف بيت المال! اگر قرار باشد اتفاقي در شعر آئيني ما بيفتد بايد از مجراي هيئت هاي مذهبي باشد. در هيئت شاعر با اخلاص شعر مي گويد و دنبال سكه و جايزه نيست.
سيد رضا: در شعر آئيني بايد روي ذات شاعر كار شود نه روي شعر شاعر. اگر خود شاعر را ديني بار بياوريم، شعر او هم ديني مي شود.
¤ شعرهايتان كتاب شده است؟
- سيد محمد جواد: مجموعه آثار من با عنوان «خاك باران خورده» توسط انتشارات فصل پنجم به چاپ رسيده است.

.............................................

يا ثامن الحجج

 
نه دعبلم نه فرزدق كه شاعرت باشم
كه شاعرت شده مقبول خاطرت باشم

نه آهوام نه كبوتر كه ضامنم باشي
ويا پرنده ي صحن مجاورت باشم

نه آن دلي كه به معنا رسم نه آن چشمي
كه مثل آينه حيران ظاهرت باشم

ولي زلطف مرا هم گداي خويش بخوان
كه با تو صاحب دنيا و آخرت باشم

هميشه سفره ي مهمان نوازي ات باز است
اجازه ميدهي ام گاه زائرت باشم؟

اجازه مي دهي ام گاه از تو بنويسم؟
به عمر چند غزل -آه- شاعرت باشم
 

سيد محمد جواد شرافت

..............................................

مست از غم توام ...

مست از غم توام غم تو فرق مي كند
محو توام كه عالم تو فرق مي كند

با يك نگاه مي كشي و زنده مي كني
مثل مسيح ، نه، دم تو فرق مي كند

يك دم نگاه كن كه مرا زير و رو كني
بايد عوض شد آدم تو فرق مي كند

تنها كمي به من نظر لطف مي كني؟
آقاي مهربان! كم تو فرق مي كند

زخمي است در دلم كه علاجي نداشته است
جز مرحمت كه مرهم تو فرق مي كند

اشك غمت براي من احلي من العسل
گفتم براي من غم تو فرق مي كند

صلح تو روضه است حماسه است غربت است
ماهي تو و محرم تو فرق مي كند

بايد خيال كرد تجسم نمود؛ نه ؟
نه؛ گنبد تو پرچم تو فرق مي كند

لختي بخند قافيه ام را به هم بريز
آقاي من! تبسم تو فرق مي كند

سيد محمدرضا شرافت

کیهان 5 شهریور 1391



افوض امری الی الله، ان الله بصیر بالعباد

حضرت امام جعفر صادق (علیه السلام ) فرموده است: در شگفتم برای کسی که از چهار
چیز بیم دارد، چگونه به چهار کلمه پناه نمی برد!

۱- در شگفتم برای کسی که ترس بر او غلبه کرده، چگونه به ذکر «حسبنا الله و نعم
الوکیل» (آل عمران ایه ۱۷۱) پناه نمی برد. در صورتی که خداوند به دنبال ذکر یاد
شده فرموده است: پس (آن کسانی که به عزم جهاد خارج گشتند، و تخویف شیاطین در
آنها اثر نکرد و به ذکر فوق تمسک جسند) همراه با نعمتی از جانب خداوند (عافیت)
و چیزی زاید بر آن (سود در تجارت) بازگشتند، و هیچگونه بدی به آنان نرسید.

۲- در شگفتم برای کسی که اندوهگین است چگونه به ذکر «لا اله الا انت سبحانک انی
کنت من الظالمین» (سوره انبیاء آیه ۸۷) پناه نمی برد. زیرا خداوند به دنبال این
ذکر فرموده است: «پس ما یونس را در اثر تمسک به ذکر یاد شده، از اندوه نجات
دادیم و همین گونه مومنین را نجات می بخشیم.» (سوره انبیاء آیه ۸۸)

۳- در شگفتم برای کسی که مورد مکر و حیله واقع شده، چگونه به ذکر «افوض امری
الی الله، ان الله بصیر بالعباد» (سوره غافر آیه ۴۴) ... پناه نمی برد. زیرا
خداوند به دنبال ذکر فوق فرموده است: «پس خداوند (موسی را در اثر ذکر یاد شده)
از شر و مکر فرعونیان مصون داشت.» (سوره غافر آیه ۴۵)

۴- در شگفتم برای کسی که طالب دنیا و زیباییهای دنیاست چگونه به ذکر «ماشاءالله
لاحول و لاقوة الا بالله» پناه نمی برد، زیرا خداوند بعد از ذکر یاد شده فرموده
است: «مردی که فاقد نعمتهای دنیوی بود، خطاب به مردی که از نعمتها برخوردار
بود) فرمود: اگر تو مرا به مال و فرزند، کمتر از خود می دانی امید است خداوند
مرا بهتر از باغ تو بدهد.»

خواجه اي كه در فكر نقش ايوان است!

 


مديرعامل خانه هنرمندان مدتي پيش در مصاحبه اي با يكي از روزنامه هاي صبح با پاسخ هاي جالبي به دفاع از عملكرد خود در حوزه فرهنگ و هنر پرداخت. اين فرد در بخشي ازمصاحبه خود، گفته است:« برخي رسانه ها تنها به دليل مشكلات شخصي مطالبي را عليه خانه هنرمندان مي نويسند. مثلا خبرنگاري كه از من باج خواهي كرده بود و به دليل امتناع من از اين امر، دست به انتقادات بي پايه و اساسي عليه خانه هنرمندان زده بود. مثلا اينكه مي گويند در خانه هنرمندان سكولارها سركار آمده اند. چه كسي سكولار است؟ من؟! آن زمان كه من و امثال من در جبهه ها بوديم اينها كجا بودند؟!»
كاش مديرعامل محترم اشاره مي كردند كه رسانه ها به دليل كدام مشكل شخصي عليه ايشان مطلب مي نويسند؟! يا حداقل به اختصار نام و نشاني از آن خبرنگار باج خواه را ارائه مي دادند كه مطبوعاتي ها همكار قلچماقشان را بشناسند. جناب مدير فرهنگي بهتر است فضاي رسانه اي و فرهنگي را با اتهام زني هاي سخيف و بي پايه و اساسي چون باج خواهي آلوده نكنند. رسانه اي كه اين مجموعه را سكولار خطاب كرده قطعاً از رسانه هاي دلسوز انقلاب و منتسب به نظام است و شايسته است يك مديرعامل منتسب به نظام هم در پاسخ به انتقادات رسانه ها دلايل و مستندات منطقي و متقن خود را بيان كند نه اينكه رو به هوچيگري بياورد. جالب اينجاست كه مدير خانه هنرمندان در جاي ديگري از همين مصاحبه گفته است: «ما پاسخ رسانه هاي منتسب به نظام را نمي دهيم چون نمي خواهيم دشمنانمان را شاد كنيم.»
اما ظاهراً اين مدير محترم فراموش كرده اند كه پاسخگويي به رسانه ها وظيفه مديران است يا شايد چون جواب هايشان در حد تهمت و اتهام پراكني است، ترجيح مي دهند سكوت كنند. اما خاطر مباركتان باشد دشمنان از پاسخگويي منطقي و مستدل يك مدير شاد نمي شوند بلكه بسياري از برنامه هايي كه با گرايش و فضاي سكولاريستي در خانه هنرمندان اجرا مي شود اسباب شادماني شان را فراهم مي كند. برنامه هايي همچون تجليل از «بهرام بيضايي»، «علي دهباشي»! هفته فرهنگي كشورهاي عضو اتحاديه اروپا دشمن شاد كن هستند.
وي در ادامه گفته است:
«چون كتابي را كه وزارت ارشاد مجوزش را داده در خانه هنرمندان رونمايي شده است ما سكولار هستيم؟!
بله. آقاي مديرعامل در ميان تمام كتاب هايي كه توسط وزارت ارشاد مجوز چاپ گرفته اند دست مي گذاريد روي كتابي كه نويسنده اش در خارج از كشور مدام عليه اسلام و انقلاب حرف مي زند و فعاليت مي كند و اتفاقا در همان ايامي كه توسط شما به عنوان مدير فرهنگي نظام با هزار طمطراق از كتاب وي رونمايي شد ايشان در ينگه دنيا با يك خواننده مبتذل هتاك به اسلام، قرآن و اهل بيت و انقلاب ريخته بودند روي هم و قرارداد همكاري امضا مي كردند. حالا انتظار داريد رسانه هاي متعهد و انقلابي دم خروس را باور كنند يا ...؟!
اين مدير مجموعه بزرگ فرهنگي در پاسخ به اين سؤال كه نظرتان در خصوص برخي ظواهر نامناسبي كه در خانه هنرمندان ديده مي شوند چيست؟ به عنوان يك كارشناس فرهنگي كه به قول خودشان سوابق مديريتي و اجرايي زيادي هم دارند، مي گويد: «اين افراد در كنار در خانه هنرمندان كه لباس هايشان را عوض نمي كنند. اينها از خانه اشان با همين لباس مي آيند و با همين پوشش در جامعه زندگي مي كنند اگر ما هنر داشته باشيم بايد همين افراد را فرهنگي كنيم. خدا شاهد است تقيدي كه ما داريم كمتر در مراكز فرهنگي ديده مي شود.»
در جامعه افراد مختلفي با سلايق و عقايد مختلفي زندگي مي كنند. اما چرا از ميان تمام اين آدم ها فقط آنهايي راهشان را به سمت خانه هنرمندان كج مي كنند كه رفتار و لباسشان متناسب با هنجارهاي عمومي جامعه نيست؟!
چرا كساني كه حداقل ظاهر موجهي دارند كمتر مسيرشان به خانه هنرمندان مي افتد؟! چرا تاكنون خانه هنرمندان كار فرهنگي قابل توجهي براي حداقل تغيير ظاهري در پوشش اين افراد نكرده است؟! جناب مدير شما كه خود متولي فرهنگي هستيد ديگر چرا از لفظ «اگر ما هنر داشته باشيم» استفاده مي كنيد؟! شما با اين پيش فرض مدير شده ايد كه هنر فرهنگي كردن اين افراد را داريد و در صورتي كه نداريد گوي و ميدان را به اهلش بسپاريد. فراموش نكنيد با اگر و اما و قسم خدا و پيغمبر نمي شود كار فرهنگي كرد.
اين مدير فرهنگي در پاسخ به سؤال ديگري درباره اختلاط هاي خارج از عرف زن و مرد و استعمال دخانيات در كافي شاپ هاي خانه هنرمندان مي گويد: «اولا كه محيط كافي شاپ هاي خانه هنرمندان اين طور كه مي گويند نيست و در اين زمينه بعضي ها دست به بزرگ نمايي و سياه نمايي زده اند. عملكرد كافي شاپ ها كنترل مي شوند. از طرف ديگر وضعيت فرهنگي كافي شاپ هاي ما مگر چقدر بدتر از وضعيت ساير كافي شاپ هاي تهران است؟ در دوره اي كه تئاتر آپارتماني مد شده و عده اي دور از چشم همه در آپارتمان جمع مي شوند و به نام تئاتر هر كار خلافي هم ممكن است انجام دهند. در دوره اي كه موسيقي زيرزميني بيداد مي كند، ما دو كافي شاپ داريم كه جوانان جلوي دوربين هاي مدار بسته گردهم مي آيند شما بگوئيد كدام بهتر است؟! ما اعتقاد داريم به اينكه فضاي فرهنگ بايد فضاي سالم باشد كه در شأن انقلاب، دفاع مقدس، شهدا، جانبازان و خانواده هاي آنها باشد. اين اعتقاد ماست اما ما نمي توانيم يك شبه جامعه را تغيير دهيم... اما در عين حال قوانين شرع و نظام در محيط خانه هنرمندان رعايت مي شود.»
در اين بخش جناب مديرعامل خود را در كسوت قهوه چي و مجموعه عريض و طويل تحت امرشان را در اندازه يك كافي شاپ فرض كرده اند و درواقع راضي هستند كه آن اتفاق هايي كه در تئاترها و موسيقي هاي زيرزميني مي افتد در مجموعه خانه هنرمندان رخ نمي دهد. آيا اين معني كار فرهنگي است؟ آيا اين معني پاسخگويي مديران به رسانه هاست؟ آيا كاركرد يك مجموعه عظيم فرهنگي بايد با كافي شاپ و يك گروه زيرزميني مقايسه شود؟! آيا دوربين مدار بسته وظيفه فرهنگي مجموعه شما را انجام مي دهد؟! جناب مدير اينكه بايد فضاي فرهنگ فضاي سالمي باشد و در شأن انقلاب و شهداء شعار خوبي است اما شما چه قدمي در اين راه برداشته ايد؟! كسي از شما نخواسته است يك شبه جامعه را تغيير دهيد اما خوب است براي اذهان عمومي روشن كنيد كجاي عملكرد يك ساله تان و يا در كدام بخش از آن برنامه پنج ساله كه براي خانه هنرمندان طراحي كرده ايد به انقلاب، شهدا و دفاع مقدس پرداخته شده است؟! برپايه چه معيار و برنامه اي بايد اميدوار باشيم كه بعد از پنج سال شما گام كوچكي در شأن انقلاب برداريد كه به قول خودتان دستوري هم نباشد. جناب مدير تعريف شما از قوانين شرع و نظام چيست؟ چون آنچه در خانه هنرمندان ديده مي شود هيچ سنخيتي با قوانين شرع و نظام ندارد.
مدير خانه هنرمندان در اظهارنظر ديگري مي گويد:
«در زماني كه موريانه مدرنيسم غلط به جان هنرهاي سنتي افتاده است ما داريم به هنرهاي سنتي مي پردازيم اين يعني كار ديني كردن نه شو آف دادن.»
اين كارشناسان مسائل فرهنگي با پيش كشيدن مسئله مدرنيسم قصد انحراف اذهان را دارد غافل از اينكه هنرهاي سنتي اصلا مترادف هنرهاي ديني نيست. آن هنرهاي سنتي كه مدنظر اين كارشناس هنري است شامل همان هنرهاي ويتريني و تزئيني است كه اتفاقا غرب هم ترجيح مي دهد فرهنگ و هنر ديني ما را در همان ها خلاصه كند و نشان دهد.
وي در ادامه مي افزايد:
«مقام معظم رهبري مي فرمايد جذب حداكثري، درعين حال هم بايد مواظب بود كه فضا از دست نرود ما بايد هنرمندان را جذب حداكثري كنيم و شخصيت مان بايد گوياي هويت فرهنگي نظام باشد.»
دراين جملات اشاره اي نشده است كه آيا دشمنان نشان دار نظام را مي خواهند جذب كنند؟ كساني كه از تمام توانشان براي ضربه زدن به نظام مقدس جمهوري اسلامي استفاده مي كنند آيا بواسطه يك جشن رونمايي از كتابشان يا پخش مستندي در تمجيدشان جذب مي شوند؟ جناب مدير، قطعا فرمايش رهبرمعظم انقلاب مبني بر جذب حداكثري داير براين نبوده است كه براي جذب ضدانقلاب به آنها باج بدهيم يا اينكه براي جذب آنها فرزندان انقلاب را دفع كنيم؟
مجموعه خانه هنرمندان بايد تلاش كند كه فعاليت هايش را به سمتي سوق دهد كه قابل دفاع باشد البته منظور از دفاع، بيان منطقي، استدلالي، مستند و شفاف است. قطعا نيروهاي انقلابي و دلسوز اجازه نخواهند داد كه يك مجموعه بزرگ فرهنگي كه مبالغ بسياري از بودجه بيت المال را هم به خود اختصاص مي دهد پايگاهي براي نفوذ و رسوخ معاندين و مخالفين انقلاب اسلامي شود. مصاحبه مدير اين مجموعه البته در بخش ديگري به مسائل مالي اين خانه هنرمندان مي پردازد كه ترجيح داديم در فرصت مناسب تري به بررسي مسائل اقتصادي اين مجموعه فرهنگي بپردازيم.
اما لازم است پيش از آنكه رسانه ها وارد نقد و تحليل چنين مجموعه هايي شوند نهادهاي مربوطه همچون وزارت ارشاد و شهرداري تهران به نظارت و مراقبت از آنها بپردازند و مانع از برون رفت آنها از مسير انقلاب و اسلام شوند.

کیهان 18 تیر 1391

رفتگری که کاتب قران شد  

 

 

 

 

خودش زنگ زد به تحريريه كيهان گفت كارگر شهرداري هستم و دارم قرآن را خوش نويسي مي كنم و شهردار تهران هم از من تقدير كرده است. با عكاس روزنامه راه افتاديم به سمت آن بالابالاها كه هم آدم را از نفس مي اندازد و هم نفسمان را باز مي كند. كاتب كلام خدا همسايه يكي از بندگان خاص خداست.
امامزاده قاسم بن زيدبن الحسن عليه السلام در شمالي ترين نقطه تهران بارگاه باصفايي دارد كه در جوار آن «امجد مظفري» در اتاق كوچكي در ميدان تره بار محله امامزاده قاسم(ع) مشغول كتابت كلام الله است. آنچه مي آيد حاصل گپ صميمي ما با اوست.
مادرم زن مقيد و مؤمني بود كه ماه محرم سال گذشته از دنيا رفت. خيلي علاقه به قرآن داشت هميشه مي گفت: كاش يك قرآن كتابت كني.
امجد مظفري چند ماهي بعد از فوت مادرش دست به كار مي شود. با سليقه است، شب شهادت حضرت زهرا سلام الله عليها را براي شروع كار انتخاب مي كند كاغذ و قلمش را برمي دارد و بسم الله مي گويد پس از حمد مي نويسد: الم¤ ذلك الكتاب لاريب فيه هدي للمتقين¤
كارگر است 20 سال است كه ميادين ميوه و تره بار را جارو مي كشد سرويس بهداشتي ها را نظافت مي كند، زباله ها را بيرون مي ريزد و به تميزكاري عادت دارد.
قسمتي از اتاق مدير ميدان ميوه و تره بار را پارتيشن بندي كرده اند و جايي به اندازه يك تخت براي خوابيدن فراهم شده است همان جا كنار مدير هم مي نشيند و مي نويسد هر روز بعد از نماز صبح شروع مي كند به نوشتن. بعدازظهر در ساعت تعطيل بازار، نوشته هاي صبح را اعراب گذاري مي كند و شب پيش از خواب برگه هايش را خط كشي مي كند تا براي نوشتن صبح آماده شود.
امجد اهل روستاي مظفرآباد قروه از توابع كردستان است و دختر دو و نيم ساله اش را هر 50-40روز يك بار مي بيند و فاطمه خودش را رها مي كند در آغوش بابا كه حالا بوي قرآن گرفته است و برايش شيرين زباني مي كند. همسرش با همه سختي ها و مشكلاتي كه تحمل مي كند مشوق اصلي اوست. دلگرمش مي كند. از او مي خواهد نگران هيچ چيز نباشد و همه حواسش را جمع كتابت قرآن كند. دلش از خانه كه قرص مي شود كارش را سريع تر پيش مي برد. شنيده است كتابت قرآن به دست استادان خوشنويسي بيش از 17 ماه به طول مي كشد و او مي خواهد تا پايان ماه هفتم سال جاري كار را تمام كند. از شهادت حضرت زهرا سلام الله عليها تا عيد مبعث يعني زماني كمتر از دو ماه هشت جزء از كلام خدا را كتابت كرده است. درس را مقطع راهنمايي خوانده است و چسبيده است به كار تا نان از عمل خويش خورد.
مي گويد: در روستايمان از اولين امكانات زندگي هم محروميم. به اين خاطر مدرسه را هم درست و درمان نرفته ام؛ چه برسد به كلاس خوشنويسي. فقط كار كرده ام كه اموراتمان بگذرد، اما پايم كه رسيد تهران رفتم پيش حاج غلامرضا سازگار براي ياد گرفتن مداحي.
امجد مظفري كه حالا آستين بالا زده است كه قرآن را خوش نويسي كند هرگز نه كلاس خوشنويسي رفته است و نه استادي ديده است. اصلا پول اين كارها را ندارد. اما نيت كرده است كار خوشنويسي قرآن را با هزينه شخصي خودش انجام بدهد.
حتي وقتي مسئولين شهرداري هم به او گفته اند هر كاري كه از دست ما ساخته است برايت انجام مي دهيم، خودش چيزي نخواسته است. مهندس ترك زبان مدير بازار تره بار مهر اما، برايش برادري مي كند. هر روز تماس مي گيرد و پرس وجو مي كند كه چه كردي؟ بعضي شب ها هم مي آيد و نوشته هاي امجد را مي گيرد و مي برد تا برايش نگهداري كند.
مي گويد: دلم مي خواست با كيهان مصاحبه كنم. كيهان را هر روز مي خوانم و مسائل سياسي را مرتب پيگيري مي كنم. چون به مداحي خيلي علاقه دارم و در شهرستان مداح سرشناسي هستم اغلب كتاب هاي مقتل و روضه را مطالعه مي كنم. امجد كارش را به عشق شهداي هسته اي انجام مي دهد و مي گويد: اين كار را امتداد راه قرآني شهدا مي دانم و خوشحالي مادران شهدا براي من كفايت مي كند.
مي گويم: حرف آخر؟!
آرزويم اين است اين قرآن را بعد از اينكه تمام شد تقديم كنم به حضرت آقا!


کیهان 4 تیر 1391

السلام علی قلب زینب الصبور

هم یاور و خواهر برادر هایش 
هم بود برادر برادر هایش 
یک عمر برای پدرش مادر بود 
حالا شده مادر برادر هایش 

اللهم اجعل عواقب امورنا خیرا

سال ۸۸ مثل عام الفیل است . باید مبدا باشد . یعنی حوادث ، رویدادها و حتی آدمها با پیش و پس از آن سنجیده شوند . سال فتنه تکلیف آدمها را با یمین و یسارشان معلوم کرد .

 

خودنویس: «محمود امجد، یکی از روحانیون ایران با بیان اینکه مراجع تقلیدی که حکم ارتداد شاهین نجفی را صادر کرده‌اند، فتوایشان 'جاهلانه' است، فتوای [امام] خمینی درباره ارتداد سلمان رشدی را نیز 'اشتباه' خواند.»

 در پی صدور حکم ارتداد "شاهین نجفی" رپ خوان حرمت شکن، از سوی مراجع معظم تقلید [حفظهم الله] که پس از انتشار ترانه ای موهن با صدای نامبرده -که در آن به باورهای دینی مردم ایران به ویژه به ساحت مقدس امام دهم شیعیان حضرت امام علی النقی[علیه السلام] جسارت شده بود و اندوه و خشم ارادتمندان به خاندان اهل بیت رسول مکرم اسلام [صلوات الله علیهم اجمعین] را برانگیخت- صورت گرفت، آقای "محمود امجد" از روحانیونی که در جریان فتنه 88 به طرفداری از فتنه گران برخاست، فتاوای مراجع تقلید صادرکننده حکم "ارتداد" برای شاهین نجفی را «جاهلانه» ، و فتوای تاریخی حضرت امام خمینی[ره] مبنی بر ارتداد "سلمان رشدی" را نیز «اشتباه» خواند!!
سایت "خودنویس" (Khodnevis) جمعه 29اردیبهشت (May.18) با انتشار سخنان محمود امجد، در این باره نوشت: «محمود امجد، یکی از روحانیون ایران با بیان اینکه مراجع تقلیدی که حکم ارتداد شاهین نجفی را صادر کرده‌اند، فتوایشان "جاهلانه" است، فتوای [امام] خمینی درباره ارتداد سلمان رشدی را نیز "اشتباه" خواند.»
سایت خودنویس اضافه کرد: «در ویدیویی که به تازگی منتشر شده، وی به صدور فتوای قتل شاهین نجفی از سوی مراجع تقلید در ایران اعتراض می‌کند و آن را عملی "جاهلانه" و "خطرناک" توصیف می‌کند، چون باعث وهن دین و مذهب می شود[!]»
بنا بر این گزارش، امجد در ادامه مدعی می شود که موضوع ارتداد در اسلام، امروز دیگر نمی تواند به عنوان یک موضوع فقهی مورد پیگیری قرار گیرد و از اساس اشتباه است!
خودنویس خاطرنشان کرد: «وی درباره فتوای ارتداد سلمان رشدی که از سوی [امام] روح‌الله خمینی صادر شد نیز معتقد است این فتوا اشتباه بود و اگر [امام] خمینی به عواقب کارش فکر می‌کرد این فتوا را صادر نمی‌کرد[!]»
با توجه به این نکته که علمای شیعه معتقد هستند که هرگونه اهانت و سبّ پیامبر[ص] حضرت فاطمه زهرا و ائمه اطهار [علیهم السلام] بدون شک موجب ارتداد است و هر کس مرتد شد، حکم او اعدام است و این فرد نیز محکوم به ارتداد است، به نظر می رسد خدشه وارد کردن در حکم ارتداد شاهین نجفی که از سوی چندین تن از مراجع مسلم تقلید اعلام شده است، آن هم از سوی شخصی که خود را کارشناس علوم دینی معرفی می کند، نوعی کج فهمی باشد. زیر سؤال بردن وجاهت علمی بزرگان حوزه علمیه و قرار دادن بنیانگذار انقلاب و مراجع عظام تقلید به عنوان وجه المصالحه در تسویه حساب های شخصی، امری است که برای مدعیان تدریس اخلاق و تهذیب نفس، بسیار زشت به نظر می رسد.
آثار جهانی حکم امام خمینی [ره]
حکم پیامبرگونه وتحول آفرین امام رحمه الله علیه، نشان دهنده قدرت اسلام و گرایش جوامع مسلمان به انقلاب اسلامی و وحدت بی سابقه آنان بود. این حکم، ثمراتی نیز به دنبال داشت؛ ثمراتی که روح تازه ای به جهان اسلام بخشید. نشان دادن قدرت اسلام و گرایش گسترده جوامع به انقلاب و وحدت بی سابقه آنان؛ صدور انقلاب اسلامی و طرح اندیشه های اصیل آن؛ نشان دادن نفوذ و موقعیت مستحکم رهبری امام در جهان، به ویژه جوامع اسلامی؛ مقابله با تحریف های مذهبی غرب در راه ضعیف کردن باورهای دینی و ایمانی مسلمین؛ فرو ریختن اقتدار غرب و دمکراسی دروغین آن ها؛ و آشکار کردن ماهیت سران سازش کار کشورهای اسلامی و مدافعان اسلام آمریکایی، از جمله ثمرات این فتوا بود. دشمنان انقلاب و نیز حتی خود مسلمانان که فکر می کردند جمهوری اسلامی، پس از جنگْ محدود شده، دریافتند که ایران، از استحکامی بی نظیر برخوردار است و با وجود تهدیدهای بسیار، باز هم مدافع اسلام خواهد بود.
در ادامه، متن حکم تاریخی حضرت امام [ره] در اعلام ارتداد مؤلف "آیات شیطانی" را بازخوانی می کنیم:
باسمه تعالی
انا لله و انا الیه راجعون
به اطلاع مسلمانان غیور سراسر جهان می‌رسانم، مؤلف کتاب "آیات شیطانی" که علیه اسلام و پیامبر و قرآن تنظیم شده‌ است، همچنین ناشرین مطلع از محتوای آن، محکوم به اعدام می‌باشند.
از مسلمانان غیور می‌خواهم تا در هر نقطه که آنان را یافتند، سریعاً آن‌ها را اعدام نمایند تا دیگر کسی جرأت نکند به مقدسات مسلمین توهین نماید و هر کس که در این راه کشته شود، شهید است إن‌شاءالله؛ ضمناً اگر کسی دسترسی به مؤلف کتاب دارد ولی خود قدرت اعدام او را ندارد، او را به مردم معرفی نماید تا به جزای اعمالش برسد. و السلام علیکم و رحمه الله و برکاته.
روح‌الله الموسوی الخمینی / 29بهمن 1367/ 17 رجب»
با انتشار این پیام، تظاهرات در ایران و سایر سرزمین های اسلامی در حمایت از حکم امام خمینی[ره] آغاز شد. چند روز پس از صدور این فتوای تاریخی از سوی حضرت امام خمینی [ره] رسانه‌های غربی برای نجات جان سلمان رشدی سعی کردند اینگونه القا کنند که اگر سلمان رشدی توبه کند، حکم اعدامش لغو می‌شود؛ لذا دفتر امام خمینی[ره] بلافاصله خطاب به ملت مسلمان ایران و مسلمانان جهان در مورد وجوب قتل سلمان رشدى و تکذیب شایعات اطلاعیه‌ای بدین شرح صادر کرد:
«رسانه‌هاى گروهى استعمارى خارجى به دروغ به مسئولان نظام جمهورى اسلامى نسبت مى‌دهند که اگر نویسنده کتاب آیات شیطانى توبه کند حکم اعدام درباره او لغو مى‌گردد، اما امام خمینى [ره] فرمودند: این موضوع صد درصد تکذیب مى‌گردد، سلمان رشدى اگر توبه کند و زاهد زمان هم گردد، بر هر مسلمان واجب است با جان و مال، تمامى هم خود را به کار گیرد تا او را به درک واصل گرداند.
حضرت امام (ره) اضافه کردند: اگر غیر مسلمانی از مکان او مطلع گردد و قدرت این را داشته باشد تا سریع‌تر از مسلمانان او را اعدام کند، بر مسلمانان واجب است آنچه را که در قبال این عمل می‌خواهد به عنوان جایزه یا مزد عمل به او بپردازند.»

به نقل از جام نیوز

مادر ... رفت

 

قرار بود این روایت در روزهای اشک وناله یتیمان حضرت ام ابیها سلام الله علیها خوانده شود ، اما ... ماند تا این روزها که باز از عطر نام بانوی بهانه ی خلقت لبریز است .

...........


بابا گفت: مي ريم شاه عبدالعظيم زيارت، بعدش هم سر بازارچه يك دست كباب و ريحون، شيريني خونه دار شدنمون مي خوريم.
زينت گفت: آخ جون شيليني!
مادر گفت: حالا بذار قولنامه رو بنويسيم تا بعدش
بابا كنار خيابان پارك كرد:
پس برو پول و بگير تا طرف پشيمون نشده بريم بنگاه.
مادر از ماشين پياده شد، سرش را از پنجره كرد تو:
- خواستيم بريم شاه عبدالعظيم مادرم رو هم ببريم، طفلك بعد از پدرم خيلي تنها شده.
و بعد منتظر جواب نشد. راه افتاد آن طرف خيابان كه بانك بود
زينت گفت: بابا كباب و ليحون چه مزه ايه؟
من گفتم: مزه شاه عبدالعظيم مي ده كه هر وقت مي ريم اونجا مي خوريم.
پدر چشم غره رفت به من
زينت گفت: پس چلا بابا مي گه شيلينه؟!
بابا سرش را خاراند انگار كه بخواهد جواب ها را در سرش جا به جا كند.
زينت گفت: بابا من شيليني مي خوام و بعد شروع كرد به وراجي كردن: كه اول شيليني بخوليم بعد كباب و ليحون بعدش هم بليم زيالت... تا چشمش افتاد به مادر كه از بانك بيرون آمده بود.
زينت جيغ كشيد: آخ جون ماماني اومد ميليم شيليني بخوليم.
مادر با چشمهايش مي خنديد. پايش را كه روي آسفالت سياه خيابان گذاشت لبخند روي صورت بابا ماسيد.
موتورسوار به مادر زد. م ا د ر ز م ي ن خ و ر د. مرد ترك نشين موتور پياده شد، كيف مادر را گرفت، مادر كشيده مي شد روي زمين، پ در ف ري اد م ي زد. مادر خودش را مي كشيد سمت ماشين، پدر فرياد مي زد. مرد كيف را مي كشيد، مادر كيف را رها نمي كرد، پدر فرياد مي زد. مرد لگد مي زد، مادر چاقو مي خورد، پدر فرياد مي زد. مرد با ارثيه ي مادر رفت، مادر با چادر پاره روي زمين افتاده بود، پدر فرياد مي زد...
در لابه لاي همه صداها كه ديگر نمي شنيدم يكي گفت:
بي غيرت زنشو تيكه پاره كردن باز از ماشين پياده نشد.
پدر ضجه مي زد.
¤¤¤
مادر چند روزي پيش ما ماند و بعد رفت. شبها خواب پدرش را مي ديد و گريه مي كرد و روزها هم چهره آن نامرد جلوي چشمش بود، لاي گريه هايش مي گفت:
من باعث شدم شما بي خانه بمانيد.
اما پدر نه گريه مي كرد نه حرف مي زد. ساكت شده بود. بعد از آن روز حتي از خاطرات جبهه هم تعريف نمي كرد. فقط وقتي مي رفتيم سر خاك مادر آرام اشك مي ريخت.

قبر مادر در يك جاي بخصوص است. اذيت مي شوم وقتي براي رفتن به مزارش ويلچر بابا را از روي سنگلاخ هل مي دهم.
اما تا حالا به پدر گله نكرده ام.

 

کیهان 24 اردی بهشت 1391