استاد! عاشورا با مشروطه فرق می کند

سخنی با محمد رحمانیان
شهریور سال گذشته نمایشنامه‌ای به دستم رسید با نام "روز حسین" که سراسر وهن به ساحت اهل بیت(ع) بود. نتیجه خوانش این نمایشنامه یادداشتی شد که همان ایام در کیهان به چاپ رسید. در آن یادداشت سعی شد تا آنجا که بیان قبح نباشد و خاطر خوانندگان را نیازارد به برخی از مصادیق اهانت آن نمایشنامه اشاره شود. اما دلیل قلمی کردن این سطور، گفت وگوی محمد رحمانیان، نویسنده "روز حسین" با خبرگزاری فارس است که هفته گذشته منتشر شد.
در این باب و بخش های دیگری از مطالب مطروحه در این گفت وگو، یادآوری نکاتی را به ایشان لازم می دانم؛
آقای رحمانیان دفاع شما از نمایشنامه‌تان به این سه گزاره ختم می‌شود:
-«برداشت‌ها از نمایشنامه روز حسین را درست نمی‌دانم! »
-«من نمایش‌های مذهبی دارم چطور می‌توانم به ائمه توهین کنم!»
در نمایش من یک فرد مذهبی بازی می‌کرد پس نمایش من وهن اهل بیت نیست.
آنچه توقع می‌رفت این بود که شما پس از گذشت قریب به چهار سال از نوشتن و تمرین نمایش روز حسین و مطالعه و استماع نظرات منتقدان، بدون هیچ شرط و تبصره‌ای از مردمی که با جان و دل، مقدساتشان را پاسداری می‌کنند عذرخواهی کنید که نکردید. اما کاش حداقل اگر در مقام دفاع از نمایشنامه خود بودید به جای اینکه ممیزان و منتقدان را تلویحا و تصریحا متهم به بی‌سوادی، عدم اطلاع از نمایش، برخورد گزینشی و قضاوت غیر منصفانه کنید و دستگاه نظارتی را پای میز محاکمه بکشانید حداقل به بیان دلایل و مستندات عقل‌پسند می‌پرداختید. نه اینکه دلایلی بیاورید که نه تنها موجب تطهیر نمایشنامه شما نمی‌شود بلکه تغافل و تجاهل نویسنده را نمایان می‌کند.
جناب رحمانیان! "روز حسین" شما چندان روایت پیچیده‌ای نیست که عقل مخاطب حتی عام، از فهم لحن مغرضانه آن بازماند. اتفاقا شما تعمدا چنان روان دست به تحریف و تخریب فرهنگ عاشورا زده‌اید که قابلیت طرح و گسترش در فضای عمومی جامعه را داشته باشد. چه آنکه هر چه از نام حسین در جامعه برون می‌تراود از میان توده‌ی مردم است. بی‌پروایی شما در به کار بستن کلمات و اصطلاحاتی که عرفاً کاربرد تصغیری و تحقیری دارد در ساحت اهل بیت نشان از هدفمندی لحن و بیان نمایشنامه برای تقدس‌زدایی از مقدس‌ترین عنصر فرهنگ شیعی دارد. شما نمایشنامه‌ای نوشته‌اید درباره مهم‌ترین، مقدس‌ترین و ریشه‌ای‌ترین عنصر فرهنگی و‌ اعتقادی شیعیان که گستره‌ آن فراتر از مرزهای جغرافیایی کشورمان است. حال اگر غرض، هجوم به این روح حیات بخش تاریخ شیعیان نبوده است، آیا نباید کمی با ادب، تأمل و دقت پیش می‌رفتید تا جلوی به قول شما برداشت‌های نادرست که اتفاقا تعدادشان هم کم نیست گرفته شود؟! در اینجا بنا ندارم باز نمونه‌هایی از نمایشنامه‌تان را بیاورم که گفته‌اند؛ بیان قبح، قبیح است. اما نه تنها آنان که از کودکی دل به محبت اهل بیت گره زده‌اند، بلکه به زعم هر خواننده‌ آزاده‌ای آنچه شما به نام نمایشنامه "روز حسین" آورده‌اید چیزی جز توهین و تحریف نیست. با توجه به حرفه‌ای بودن شما در عرصه تئاتر گمان نمی‌رود قرار‌تان بر این بوده باشد که پیش و پس از هر اجرا روی صحنه بروید و قسم حضرت عباس یادکنید که منظورتان آنچه مخاطب دریافته است نبوده چه آنکه دم خروس از لابه‌لای سطور نمایشنامه تان بیرون زده است.
جناب استاد! شما بهتر می‌دانید که تاراندن نظرات مخالف با چماق کج فهمی و بی‌سوادی دیگران ، منش دیکتاتوری نوین است. دیکتاتوری که پشت نقابی از هنر، علم و تظاهرات روشنفکرانه ، چهره‌ای پر از انانیت و خودشیفتگی را مستور کرده است و دیگران را به دیده استخفاف می‌نگرد. گفته‌اید حاکمیت باید با فلان فیلمساز که در زمان فتنه 88 خانه‌اش را تبدیل به استودیوی فیلمسازی علیه آرمان‌های انقلابی مردم کرده بود مدارا کند، چرا که او هنرمند است. دلیلتان هم برای هنرمند بودن وی چند جایزه بو دار از جشنواره‌هایی است که ماهیت سیاسی آنها بر‌همگان آشکار است. حالا او با وجود محکومیت آزاد است؛ خودش فیلم می‌سازد و می‌آید کلید فیلم شما را هم می‌زند و باز انقلاب بدهکار شماست که چرا وقتی در جریان فتنه، فعالیت هدفمند و جریان‌ساز کرده‌اید، مانع شده است.
آقای رحمانیان! هنرمند، هنرمند است و نباید از او به مثابه یک کارشناس سیاسی توقع داشت. خصوصیت بارز هنرمند، عاطفه و لطافت طبع اوست. یعنی دقیقا همان چیزی که در عرصه سیاست هویتی ندارد. اما به هر حال نمی‌شود و نباید کسی را که درگیر فعالیت‌های اجتماعی از منظر هنری است از ورود به سیاست منع کرد، حتی اگر این هنرمند هنرش را به سیاست آلود و نتیجه کار اشتباه از آب درآمد هم، باید باز جانب مدارا را حفظ کرد چه آنکه هنرمند است دیگر، و توقعی نیست که در هیئت یک تحلیلگر سیاسی وارد شود. اما اگر پس از باز شدن گره‌ها و حل شدن معما باز بر اشتباه خود پافشاری کرد، مدارا حکم بلاهت را می یابد. حالا تشت فتنه 88 از بام افتاده است و عجب از کسانی که هنوز خودشان را به بازی گرفته‌اند و آب در هاون بی‌هویت خود می‌کوبند. تاکید جنابتان بر اینکه اهل سیاست نیستید از سویی و از سوی دیگر نگاهی گذرا بر نمایشنامه روز حسین و یا حتی همین گفت وگوی کوتاه با فارس. مَثَل شترمرغ را به ذهن می آورد که نه این تمام نه آن!گفته‌اید همان طور که دغدغه‌ تاریخ مشروطه و به توپ بستن مجلس را دارید، به تاریخ 61 هجری هم علاقه مند هستید. این علاقه‌مندی شما به تاریخ، تحسین برانگیز است. من از دنیای روشنفکران بی‌خبرم اما می‌دانم در نظر مردم این سرزمین روز عاشورا با روز به توپ بستن مجلس تفاوت می‌کند. همین قیاس این دو، از نوع نگاه شما به عاشورا و کربلا خبر می‌دهد. با این نگاه منجمد اگر غرض خاصی! از پرداختن به دین و مذهب ندارید، مرحمت فرموده به سراغ وقایع دیگری از تاریخ بروید و دست از گلوگاه عاطفه تاریخی این ملت بردارید. جناب استاد رحمانیان! گفته‌اید یک فرد مذهبی در نمایشتان بازی می‌کرده و این را دلیل این دانسته‌اید که نمایشتان غیر عقیدتی نبوده است. آیا این استدلال را دون شأن علمی و عقلی خودتان نمی‌دانید؟! آیا باور کنیم یکی از نخبگان! تئاتر این کشور با چنین استناد خنده‌داری می‌خواهد فکر حاکم و جاری در اثرش را قلب کند؟! یا این دلیل صرفا برای تمسخر منتقدان و احمق پنداشتن مردم است؟!جناب استاد! همچنان چشم به راه خواهیم ماند تا خبر عذرخواهی شما را به خاطر آزردن خاطر توده مردم در رسانه‌ها ببینیم یا اینکه حداقل عقاید ملت را به خودشان وانهید و بروید سراغ همان به توپ بستن مجلس ...

http://www.kayhan.ir/920715/7.htm#N701

کیهان دوشنبه 15 مهر ماه 92

با ضد جنگ مخالف نیستیم با ضد دفاع مخالفیم


بنیاد روایت حدود سه ماه پیش جلسه‌ای را  باحضور هنرمندان عرصه تئاتر برگزار کرد. در این جلسه نویسندگان،  کارگردانان و بازیگران از سویی و از سوی دیگر جواد جباری مدیر عامل بنیاد روایت و حسین مسافر آستانه دبیر چهاردهمین جشنواره تئاتر مقاومت به بحث و گفت وگو در زمینه تئاتر انقلاب و دفاع مقدس پرداختند. برخی از هنرمندان معتقد بودند در شرایط کنونی باید به جنبه های مثبت و ارزشمند دفاع مقدس پرداخت و از سیاه نمایی پرهیز کرد. اما برخی دیگر نگاه منتقدانه به جنگ را مترادف با سیاه نمایی نمی دانستند. وجه اشتراک همه آدم های حاضر در جلسه از هنرمندان تئاتر تا مدیران فرهنگی، تعهد به آرمان های انقلاب اسلامی و ارزش های دفاع مقدس بود. با توجه به اهمیت نوع نگاه هنر به جنگ، گفت وگویی را با جواد جباری مدیر عامل بنیاد روایت که این روزها درگیر برگزاری چهاردهمین جشنواره تئاتر مقاومت است ترتیب دادیم که در پی می خوانید.


آیا به اهدافی که از برگزاری جلسه هم اندیشی با هنرمندان تئاتر داشتید رسیده اید؟

در رابطه با نشستی که با هنرمندان تئاتر داشتیم و نشست هایی که معمولا برگزار می‌شود مهمترین هدفی که داریم تعامل با هنرمندان حوزه تئاتر است. تلاشمان این است که حرف‌های هنرمندان را بشنویم و متقابلا مباحثی هم که ما در حوزه مدیریتی و حوزه تخصصی انجمن تئاتر داریم را با آن‌ها در میان بگذاریم. دیدگاه‌ها و نظراتشان را نسبت به برنامه‌هایی که در دستور کار داریم می‌گیریم. در این جلسات چون فضا کاملا صمیمی است، دوستان هر آنچه لازم می‌دانند را بدون در نظر گرفتن ملاحظه ای طرح می‌کنند. اصلا بنای ما در این جلسات این است که افراد را خیلی محدود به مطالبی که ما علاقه داریم حرف بزنیم نکنیم و خوشحال می‌شویم که مطالبشان را خیلی شفاف و صریح مطرح کنند و حتی اگر نقد هم دارند خیلی معترضانه مطالبشان را بگویند. ما نقطه نظراتشان را دریافت و استفاده می کنیم. بر خلاف جلسات تخصصی که بیشتر به سمت مباحث نظری و اجرایی می‌رود، در این نوع جلسات دوستان دردل هاشان را مطرح می‌کنند. احیانا اگر ناملایماتی هم در اجرا و تولید داشتند طرح موضوع می کنند و بحث می‌شود. ما‌حصل این جلسات در جهت همدلی و همفکری و همراهی خیلی تاثیر‌گذار است. همچنین دنبال این هستیم که برای سامان دهی تئاتر راهکارهایی را بیابیم.
دفاع مقدس و انقلاب مهمترین اتفاقات تاریخ معاصر کشورمان است. بازخورد این رخدادها در هنر و خصوصا در تئاتر اهمیت زیادی دارد. شما سال هاست جشنواره تئاتر دفاع مقدس و حالا مقاومت را برگزار می‌کنید. اما برای این‌که تئاتری ها میل باطنی داشته باشند که به طور روزمره روی این موضوع کار کنند چه تلاش هایی انجام شده؟
اولا درست است که یکی از فعالیت های جدی که در حوزه تئاتر انقلاب و دفاع مقدس می‌شود برگزاری جشنواره است، اما منحصرا کار به جشنواره ختم نمی شود. از جشنواره سیزدهم تا چهاردهم، فعالیت هایی که انجمن دربازه فعالیت‌های خودش داشت تولید متون بود. چون یکی از مشکلات اصلی ما در حوزه تئاتر بحث متن است، تلاش دوستان در این مدت این بود که بتوانند با معرفی آثار مرتبط با دفاع مقدس خصوصا ادبیات داستانی تلاش شود که بعضی از کارهایی که در این راستا تولید می شود اقتباسی باشد تا به واقعیت هایی که در جنگ ما با آن مواجه شدیم نزدیک شویم.
یعنی اقتباس از ادبیات داستانی؟
بله اقتباس ازادبیات داستانی که الحمدلله نسبتا در حوزه ادبیات داستانی کارهای خوبی در زمینه دفاع مقدس صورت گرفته، اما برای تبدیل شدنش به ادبیات نمایشی مشکلاتی داریم که این هم احتیاج به کارهای پژوهشی دارد هم تحقیقات میدانی و پژوهشی زیاد. در این زمینه یک مقداری کم کار شده. تبدیل کردن آثار داستانی به نمایشی اقتضائات خودش را دارد. خصوصا در حوزه مقاومت و دفاع مقدس و انقلاب در شخصیت پردازی‌ها بعضا با مشکلاتی مواجهیم که لازمه رسیدن به این موقعیت طرح جدی مباحث نظری است که در این زمینه اواخر سال گذشته نشست های تخصصی برگزار کردیم. مسئول این کار هم آقای دکتر خبری است که چنین نشستی را به صورت فصلی با بررسی‌هایی که در شورا می شود در دستور کار قرار دهد. بعضی اساتید و کسانی که در حوزه تئاتر مقاومت کار پژوهشی می کنند موضوعات را بررسی می‌کنند و به عنوان مقاله در جلسات ارائه می دهند. کسانی هم که علاقه‌مند هستند نقطه نظراتشان را ارائه می‌دهند. ماحصل این کار تاثیرات خودش را در دراز مدت خواهد گذاشت، اما صرفا به این محدود نمی شود. در طی سال گذشته حدود 30 متن تولید شد که ماحصل تلاشی که عرض کردم بود. تعداد زیادی از این متن‌ها به زودی منتشر می شود.
این متون هم اقتباسی بوده اند ؟
هم اقتباسی بوده وهم متونی که دوستان ارائه داده بودند و در شورای بررسی متون مورد تایید قرار گرفت. این ها به زودی منتشر خواهد شد. شاید قریب هفت جلد منتشر شده تا آنجا که خاطرم هست نمایشنامه هایی که...
فقط نمایشنامه یا آثار پِژوهشی هم هست؟
فقط نمایشنامه. نمایشنامه هایی که تولید و منتشر می شود به عنوان کارهای نمایشی مورد تاییدی که قابل نمونه برداری است.
این نمایشنامه ها تولید خودتان است؟
نیروهای خودمان نیستند.
منظورم این است که شما سفارش دادید؟
بله موضوعاتی که یا ما سفارش دادیم یا آنها پیشنهادهایی داشتند که هم جهت با موضوعات مورد نظر ما بوده، این ها حمایت و نوشته شد و در اختیار مجموعه قرار گرفت. تیم شورای بررسی متون ما که از دوستان هنرمند حوزه تئاتر هستند متون را بررسی کردند و از بین آثاری که دستمان بود فعلا هفت جلد را مشخص کردند که ان شاءالله چاپ خواهد شد .
خوب منظورتان از آثار قابل نمونه برداری چه بود؟
یعنی یک الگو سازی است برای کسانی که می خواهند در این فضا کار کنند. علاوه براین برخی از این کارها در بعضی از استان ها به اجرا در آمد و ماحصل کارهای اجرا شده در استانها برای حضور در جشنواره انتخاب شد. یعنی یک سلسله فعالیت‌ها و فرایندها برای رسیدن به کارهای ارزشی مورد تایید در حوزه تئاتر که از ایده تا اجرا اتفاق می افتد. به نظرم به مرور جای خودش را در جشنواره باز می کند و می تواند تاثیر خودش را از حیث حرفه ای بگذارد. ضمن اینکه امیدواریم که در جشنواره آینده این حلقه کامل شود. یعنی امسال تعدادی از آثار ما قبلا در استانها اجرا رفتند و از بین اجراهایی که برای عموم مردم رفته بود آثار شرکت کننده در جشنواره را انتخاب کردیم. در جشنواره بعد تلاشمان این است که همه آثار قبلا اجرا رفته باشد که این چند فایده دارد؛ یکی اینکه دغدغه اجرای کارها از بین رفته است. همیشه هنرمندان اعتراض می کنند که در جشنواره معمولا برای یک کار چند ماه زحمت کشیده می شود، بعد می آید در جشنواره دو یا سه اجرا می رود و بعد والسلام. تمام شد! این مقدمه اجرای کارها را حداقل در استان خودشان فراهم می کند. البته بعد از جشنواره می توان کارهای مطرح و اجراهای متفاوت را در نقاط مختلف برایشان تعریف کرد که این هم در دستور کارمان است. نکته بعدی این است که کار، هم از نظر محتوا و هم از نظر تکنیک کاملا پخته و جاافتاده می شود و با اجرای جشنواره ناپختگی و ایراداتی که دارد رفع و کار بهتری ارائه می شود. البته تلاشمان این است که کارهای پژوهشی دیگری هم در کنار این اتفاق بیفتد. در جشنواره چهاردهم یکی از کارهایی که برای توجه دوستان هنرمندمان در فراخوان لحاظ کردیم معرفی بعضی از کتاب‌ها بود که برای اقتباس نمایشی پیشنهاد دادیم. در این جشنواره هم یک گرایشی به این سمت پیدا شد ولی نه تمام، بلکه مقدمه ای بود برای ورود به این سمت. ان شاءالله در جشنواره بعد با در نظر گرفتن امتیاز برای کسانی که از ادبیات استفاده می کنند قطعا کار بیشتر سوق پیدا می‌کند به این سمت که ...
تاکید دارید بر اقتباس نمایش از ادبیات داستانی، در حالی که ادبیات نمایشی یک گونه ادبی است که می تواند مستقلا عمل کند. ادبیات داستانی درزمینه دفاع مقدس خوب کار کرده اما چرا این اتفاق در ادبیات نمایشی نمی افتد و وقتی می خواهد یک کار قوی در آن انجام شود باید چشم به اقتباس از داستان داشته باشیم؟ کجای کار ایراد دارد. من حدس می زنم در ذهن شما کتاب«دا» باشد که ممکن است یک نمایشنامه از آن در بیاید ...
یکی نه، ممکن است صدها...
بله صدها نمایشنامه، اما من می گویم چرا این اتفاق مستقلا در ادبیات نمایشی رخ نداده است. ایراد به نمایشنامه نویس ها وارد است یا عدم مدیریت صحیح ؟
این‌که ما تاکید می کنیم به بحث ادبیات داستانی بیشتر از این جهت است که یک ضعفی که در زمینه آثار نمایشی حوزه دفاع مقدس می‌بینیم این است که خیلی با جنس دفاع مقدس ما نزدیک و عجین نیست. ما برای رفع این مشکل به ادبیات داستانی اشاره می کنیم که آثار، علاوه بر قوه تخیلی که یک هنرمند باید در تولید اثر خود داشته باشد در عین حال مستند به بعضی از وقایع دفاع مقدس هم باشد و پیوندی بین واقعیت های دفاع مقدس و هنر تئاتر ایجاد شود. البته این در همه جای دنیا مرسوم است. خیلی از کارهایی که در دنیا در ادبیات نمایش تولید می شود مستند به آثار داستانی است. خیلی از رمان ها تبدیل به تئاتر شدند. با توجه به غنایی که نسبتا در حوزه ادبیات داستانی و کتاب هایی که از دفاع مقدس منتشر شده یک ارتباطی ایجاد کنیم. آن وقت خیلی از این دغدغه ها رفع می شود. یا حداقل هنرمندان ما خصوصا در حوزه تئاتر و خصوصا جوان تر ها که خودشان در دفاع مقدس حضور نداشتند احتیاج به مباحث و اطلاعاتی دارند که بر اساس آن ها به دفاع مقدس بپردازند. جنگ به معنای مطلق جنگ، هر کسی این را بشنود یک سری مطالب راجع به جنگ به ذهنش خطور می کند و اغلب هم مسائل منفی جنگ هستند که آثاری هم که به اصطلاح ضد جنگ هستند عمدتا از این دست کارها هستند. اما در واقعه ای که طی هشت سال بر کشورمان توسط دشمن تحمیل شد ما دفاع کردیم و این دفاع به علت ویژگی هایی که داشت شد دفاع مقدس. مطالبی درش نهفته که در خیلی از جنگ‌ها نیست، به همین دلیل هر کس می خواهد در این زمینه کار کند اول باید این ویژگی ها و نشانه های دفاع مقدس ما را خوب بفهد آن وقت اثرش رنگ و بوی دفاع مقدس پیدا می کند.
ظاهرا منظور شما از ادبیات داستانی تاریخ شفاهی است چون در ادبیات داستانی باز هم تخیل نویسنده وجود دارد !
بله تخیل هست، عرض کردم خود ادبیات داستانی یک مرحله به کار نزدیک تر است. بله افراد بهتر است بروند کار پژوهشی و تحقیقی کنند اصل منابع را مطالعه کنند. از تیپ شناسی دفاع مقدس و خیلی چیزهایی که برای یک کار نمایشی لازم است استفاده کنند و خودشان خلق اثر کنند. برای اینکه مراحل از تولید به مصرف یک مقدار نزدیک تر شود تاکید داریم به سمت ادبیات داستانی بروند. در عین حال تاریخ شفاهی و بحث های دیگر هم همین طوراست. پیوند این دو، یکی از راه های برون رفت ما از وضعیت موجود است. الان هم که بحث جشنواره عنوان مقاومت پیدا کرده و گسترده تر است و موضوعات صرفا به دفاع مقدس مربوط نمی‌شود. بلکه مباحث زیادی در حوزه مقاومت وجود دارد که امروزه مورد توجه است خیلی ها عنوان دفاع مقدس را در هشت سال محدود می‌کنند و حال آنکه خُب، دفاع همچنان باقی است و ما امروز در عرصه های سیاسی، اقتصادی و فرهنگی باید فضای مقاومت را داشته باشیم.
کلید واژه های دفاع، جنگ، ضد جنگ و مقاومت که گفتید، آیا این ها تعریف شده اند؟ وقتی به هنرمند می گویید دفاع مقدس کار کن کار ضد جنگ می نویسد چون مرزهای اینها کمی قاطی شده است. هنرمندان انگار در تشخیص دچار مشکل هستند و بحثی دیگر این که آیا ما می توانیم دفاع مقدس یا جنگ را نقد کنیم ؟
ما با کار ضد جنگ مخالف نیستیم، چون جنگ را تقدیس نمی کنیم. ما هم از جنگ صدمه دیدیم. ضد جنگ یا ترویج صلح در دنیا کار درستی است و ما هم از این کار تقدیر می کنیم. از دوستانی که در این حوزه کار می کنند. اما ما بحثمان این است که کارهای ضد جنگ را با کارهایی که دفاع مقدسی هستند اشتباه نگیریم. این دو تا مرزی بینشان است که اگر این مرز را مورد توجه قرار ندهیم به جای ضد جنگ می شود ضد دفاع مقدس. سیاست ما این است که نمایش هایی که مربوط به حوزه مقاومت و ارزش های دفاع مقدس است باید امید آفرین باشد. اولا این به عنوان تیتر اصلی در مجموعه کارهای تولیدی ما مد نظر است، ثانیا باید ارزش های دفاع مقدس و فرهنگ مقاومت را ترویج کند. فرهنگ مقاومت یعنی ترویج روحیه مقاومت در جامعه. اگر اثری تولید شود که خلاف این است یعنی در جهت تضعیف ارزش‌ها یا زیر سؤال بردن ارزش های دفاع مقدس مثل خانواده شهدا و جانبازان این ها از حوزه کار ما خارج است، چون ما دنبال ترویج این فرهنگ هستیم ...
حالا هنرمند می گوید من می خواهم کار ضد جنگ کنم، شما هم می‌گویید مشکلی با ضد جنگ ندارید ...
ضد جنگ ایراد ندارد ما حرفی نداریم اما مصادیقش مهم است، اگر ضد جنگ را بیاییم با نگاه منفی در مصادیق جنگ خودمان مطرح کنیم ضد دفاع مقدس می شود.
جنگ را هر طورکه بخواهیم ضدش بنویسیم یا کار بکنیم می شود ضد دفاع مقدس. یک وقتی حمله آمریکا به عراق را بخواهیم کار بکنیم بله ضد جنگ است...
نه این طور نیست. ببینید وجه مشترک همه جنگ ها کشتار و تخریب و خسارت است، در هر نوعش یا تجاوز که در همه جنگ ها شاهدش هستیم. اما شما بیایید در جنگ خود ما که مقاومت کردیم، دفاع کردیم دشمن حمله کرد و ما در مقابل ایستادیم و امروز هم در صحنه های دیگر تلاش می‌کنند. این نکته ای که در رابطه با جنگ هست اگر صرفا به آن بحث های تخریب و جنایت هایی که در هر جنگی به واسطه استفاده ازامکانات و ابزار جنگی اتفاق می افتد، این می شود ضد جنگ. هیچ کس این را تایید نمی کند؛ در هر کجا باشد استفاده از سلاح‌های کشتار جمعی مردود است. در هر کجا باشد، چه جنگ ما باشد چه جنگ صهیونیست‌ها. این بخش مشترک است، اینجا کسی حرفی ندارد. شما هر چقدر راجع به این، کار هنری کنید ارزشمند است. اما در دفاع مقدس یک اتفاقاتی افتاده که آن را متمایز می کند. ادبیات و نوع نگاه به این جنگ کاملا متفاوت با جنگ طلبی است. در مقابل دشمن بیرونی که یک کشور را تهدید می کند مردم نقش خودشان را ایفا می کنند. حضور مردم و ایثارها و از خودگذشتگی‌ها و آن وحدت و یکپارچگی که بین مردم ایجاد می‌شود یا آن ابتکارات و ابداعاتی که اتفاق می‌افتد این ها چیزهایی است که در دل این اتفاق این نوع رفتار را با نمونه های دیگر متمایز می کند.
مرز بین دفاع و ضد جنگ خیلی باریک است، بعضی جاها هنرمند می غلتد به سمت ضدجنگ. به عنوان نمونه کاری که شما اخیرا درگیر آن بودید، کارگردان می گوید من قصدم تخریب دفاع مقدس نبوده است ولی ظاهرا خروجی این طور نبوده. این مرز را چطور می توان مشخص کرد که هنرمند درگیر نباشد که من این کار را می کنم نتیجه‌اش چه خواهد شد.
البته کار ظریفی است. اصلا ویژگی هنر این است که با سلایق افراد و نگاه ها و برداشت های مختلف کاردارد. من نمی خواهم بگویم دوستانی که در این زمینه کار می‌کنند دنبال تخریب هستند. اشاره به تخریب کردم اما نه اینکه این ها با نیت تخریب کار می کنند، بلکه دنبال این هستند که با این موضوع یک اثر خوب ارائه بدهند ولی از نظر ماممکن است به این معنا باشد که این همسنگ یک کار ارزشی و متناسب با آن نیست. در کارهایی که ما به عنوان ترویج فرهنگ مقاومت و ارزش‌های دفاع مقدس داریم اگر همین عنوان کلی رعایت شود این کار در راستای ماموریتی است که ما دنبالش هستیم. ما می خواهیم این ها مطرح شود، در کنار این طبیعتا شاخصه هایی هم در می‌آید. اولا اینکه امیدآفرین باشد یعنی کسی که یک اثر هنری را می بیند از حضورش در صحنه های انقلاب احساس پشیمانی نکند. در غیر این صورت یک نوع ضد دفاع مقدس است. یا مثلا شهید را تخطئه بکند می شود ضد دفاع مقدس. جانباز را به جای اینکه انسان های مقاوم و از خود گذشته نشان دهد، روح امید، مقاومت و ایستادگی در این‌ها را تبدیل کند به انسان های پشیمان، این ضد دفاع مقدس می شود. شاید در بین صدهاهزار رزمنده‌ای که به جبهه رفته‌اند باشند کسانی هم که این حالت درشان باشد، اما آیا فرهنگ غالب این است؟ قطعا این طور نیست. ضمن اینکه هر اثر هنری موقع شناس هم باید باشد. امروز در این شرایط فعلی که دشمنان مترصد ضربه زدن هستند. این موقع شناسی از بحث های اصلی است.آنچه ما به دنبال تقویت و ترویج آن هستیم آثاری است که باید جنبه‌های مثبت دفاع مقدس را نشان دهد. یعنی نیاز امروز جامعه ماهمان چیزی که در روند دفاع مقدس وجود دارد. نگاه منصفانه هم قطعا همین است.
در پایان اگر مطلبی هست بفرمایید.
آرزوی موفقیت برای شما می کنم.


کیهان یکم مهر ماه 1392